سفارش تبلیغ
صبا
 سنگر
 
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
شهدای کازرون مرجع قالب های مذهبی رایگان توضیح توضیح توضیح توضیح
شهدای کازرون محل تبلیغات شما
عباس علمدار
نویسنده میثم در شنبه 86/10/22 | نظر

سلام به همه دوستان امروز براتون یه متن در مورد حضرت عباس گذاشتم امیدوارم خوتون میاد.
به امید روزی در بین الحرمین....

نجوایی با نگار عشق آفرین

شرط عشق است که که از دوست شکایت نکنید   لیک از شوق حکایت به زبان می آید

قفل از دهانم بر گشوده ای و آتش عشق بر جانم انداخته ای و نام پاک و همیشه جاودانه ات را ورد زبانم ساخته ای ...

مولای من ... چشمان آسمانی ات در آینه نگاهم؛ چشمه آب روان جاری ساخت. گنبد طلایی ات مرا به خود می خواند و لذتی ناشناس دریایی رنگ را در دخمه دلم به رقص در می آورد. چشمانم را می بندم و ضریحت در بلور ظرف خیالم جان می گیرد و بر ضریح آسمانی ات دو چشم شورافکن را می بینم که گرم و دلنشین، پهنه کوچک قلبم را از تابش مهر تو منور می کند.

من همان کبوتر دلباخته صحن وجودت هستم و تو همان پیچک عشقی که بر شاخه سبز وجودم پیچیده ای ... با پای دل به زیارت ضریح عشقت می آیم که زیارت ضریح عشقت می آیم که زیارت ضریح دنیایی ات حسرتی است که آه سوزانش دریای دلم را بر خشکی لم یزرع بدل خواهد کرد اگر که اشتیاق و صبرم ز حد بگذرد و دوای وصل ، درمان دردم نباشد ... چه می گویم ... نمی دانم ... چشمان خیال انگیزت را دوباره می نگرم و از خویش شرمنده می شوم؛ کلماتم را در جوی سحر میشویم و دوباره با تو سخن آغاز می کنم.

من با تو بهار را تلاوت کرده ام؛ من با تو پرواز پرستوها را تا اوج باور کرده ام، من با تو از خاموشی خود رهیده ام و از زنجیرهایی سخن گفته ام که مرا در بند کشیده اند، من با تو به تماشای همه گل های بهاری نشسته ام و ... و تو قلبم را در کمند عشقت اسیر کرده ای آنچنان که هر چه سرورم تمام رنگ و بوی تو داشت!

هر بار که عزیزی را فرا خواندی و بر سفر عشق مهمانش کردی و من با دلی شکسته و قلبی سراسر حسرت و آرزو آمدم؛ حسرتمندانه نگریستم و هر بار تنها کلامم التماس دعایی بود که با گریه بی اختیارم عقده دل می گشود. گل دانه های اشک بر پهنای صورتم شکفته می شود آنگاه که تنها تصویری از ضریحت را می بینم و چشمان مشتاق و آرزومندم در خیال بر شبکه های ضریحت بسته می شود ... من از سفری با تو سخن می گویم که لحظه لحظه اش عشق است و دلبستگی اما دستهایم خالی است ... هر گاه که تصویری از ضریحت را می نگرم؛ پنجه بغضی ناشناخته و سنگین وجودم را در خود می فشارد. من با تو به زندگانی دوباره پیوستم و عشق را ذره ذره لمس کردم به امیدی که چراغ های ضریحت، فانوس نظر گاه شبهای تنهایی ام باشد ... امیدی که هنوز به سرانجام نرسیده است و چشمان همیشه مشتاقم به دنبال شبکه های ضریحت تا عقده دل بگشاید و جاری سیل حرفهای ناگفته را بر زبانم جاری سازد ... حرفهایی که با سرشک دل پیوند خورده اند. در بی کرانه های دل با تو از عشق سخن می گویم و افق های ناآشنای دلم را برویت می گشایم ... چشمانم از بغضی ناشکفته می سوزد و دستانم در حسرت لمس ضریح متبرک تو و بوسه بر جایگاه آسمانی نزول فرشتگان آنگاه که دستان جدا شده ات در راه عاشقی را به آسمان ها بردند تا سندی باشد برای شفاعت مادر ... و مادر آن سپیده صبحی که بوی عطر یاسش را حسرتمندانه آرزو می کشم ... عباس ... عباس  فقط نامی نیست که من آموخته باشم با تکرارش بگریم و علقمه تنها نهری نیست که در حسرت نگاهی بر زلالی اش و یافتن چشمان آهووش شهسواری که عشق و وفا را شرمنده زلال آبی نگاهش کرد، مانده باشم ... و بین الحرمین تنها راهی نیست که در ساحل خیالم هروله کنان آن را دویده باشم ...

مرا ببخش مولای من ... مرا ببخش که چونان همیشه عنان از کف داده ام و عنان گسیخته از بی تابی ام برایت واگویه می کنم ... منی که با تو پیمان بسته بودم حنجره ام را با غنچه سکوت بیارایم و حرف دل با چشمان مهوشی واگویه نمایم که سیاهی اش طعنه بر هزار یلدای نیامده می زند... مرا ببخش که چونان همیشه که در قاب عکس خیالم تصویر ضریحی نقش بست که تنها اشک چشمانم و بلور اشکهایم می توانند عمق حسرت و آرزویم در زیارتش را بیان کنند... از خود بیخود گشته ام و زبان به عقده گشایی گشوده ام ... به راستی که بی تو دلم اسیر پنجه پاییز تلخ توفانزا است!

نمی دانم ، هر گاه که نامت را می شنوم؛ هر گاه که نامت را زمزمه لبانم می کنم ، هر گاه کشتی دل به دریای یادت می اندازم، عنان اختیار از دست می دهم و نقش صدها آرزوی مانده بر دل حسرت زده ام را به تصویر می کشانم... من وجودت را سنگ صبوری یافته ام که با نگاه پر آینه ات مرا که تنها تر از تک برگ های زرد پاییزی ام؛ چونان شاخسار سبز بهاری رویانده ای و امروز دریافته ام که ضریح تو تنها ضریح چهار گوش خفته در دل علقمه نیست! من هر شب، هر صبح، هر بامداد ، هر غروب به زیارت ضریح همیشه جاودان تو در اعماق قلبم می روم. دستهایم را حلقه شبکه های ضریحت می کنم و تمام هستی ام را با تو قسمت می کنم  و تو جام جانم را شراب و شور عشق می بخشی و آنگاه که لحظه هایم را در روشنی نگاهت ورق می زنم به صدای گامهای نرم و آرامت را در کوچه های آرام خاطرم می شنوم و در می یابم که اگر چه ضریح زمینی ات کربلاست اما کربلای دلم ضریحی کوچک اما با شکوه دارد که نام عشق آفرین تو بر آن نقش بسته است و من در نهر علقمه ذهنم که موج الهام تو همراه با نسیم روح بخش یادت آن را همیشه خروشان کرده است . وضوی عشق می گیرم و به نماز گفتگو با تو می ایستم و به یاد می آورم که

گاه به سخن گفتن از زخم ها نیازی نیست

                                سکوت ملال ها از راز ها سخن تواند گفت!...

منبع http://www.abalfazl.com




برچسب‌ها: شهدا
عکس حرم
نویسنده میثم در پنج شنبه 86/10/20 | نظر

اسلام علیک یا حسین . قربون لبان تشنه ات ولی.......
سلام بر دوستان و هم سنگری های عزیز . امید وارم عزاداری های شما در ماه محرم مقبول درگاه حق و آقامون قرار بگیره.
شاید بتوانیم در ایم ماه به آقامون نزدیک تر بشیم و از نور وجودش منور شویم به امید آن روز. می خواستم این عکسو با پست قبلی بزنم ولی نشد.
یاعلی....
انشاءالله

      ضریح امام حسین          


التماس دعای فراوان

 




برچسب‌ها: شهدا
فرارسیدن محرم
نویسنده میثم در سه شنبه 86/10/18 | نظر

با عرض سلام و عرض تسلیت به مناسبت محرم حسینی . می خوام متن شعری رابراتون که امیدوارم از این شعر خوشتون بیاد

شاید که قدمی باشد در راه درک شخصیت حسین. خداکند روزی فقط و فقط یک بار زیارت حرمش روزی و قسمت ما بشه انشاءالله

 

یاعلی

 

بادها عطر خوش سیبِ تنش را بردند

زخمها لاله باغ بدنش را بردند

 

نیزه‏ها بر عطشش قهقهه سر مى‏دادند

خنده‏ها خطبه گرم دهنش را بردند

 

این عطش یوسف معصوم کدامین مصر است

که روى نیزه بوى پیرهنش را بردند

 

تا که معلوم نگردد ز کجا مى‏آید

اهل صحراى تجرّد کفنش را بردند

 

دشنه‏ها دوروبر پیکر او حلقه زدند

حلقه‏ها نقش عقیق یمنش را بردند

 

چهره‏ها یا همه زردند وَ یا نیلى رنگ

شعله‏ها سبزى رنگ چمنش را بردند

 

بت پرستان ز هراس تبر ابراهیم

جمع گشته تبر بت شکنش را بردند

 

بادها سینه زنان زودتر از خواهر او

تا مدینه خبر سوختنش را بردند

 

یوسف، آهسته بگوئید نمیرد یعقوب

گرگها زوزه کشان پیرهنش را بردند

 




برچسب‌ها: شهدا
عید غدیر خم
نویسنده میثم در شنبه 86/10/8 | نظر

من کنت مولا و فهذا علی مولا

با عرض سلام و تبریک و تهنیت به مناسبت این عید فرخنده  می خواستم مقداری از رسوم ایرانی ها را برایتان بنویسم البته این متنو از جایی کپی کردم امیدوارم ببخشید

انشاالله در پناه ولایت مولا سربلند و زنده باشید

 

 

عید غدیر بعد ازعید باستانی نوروز مهمترین و با ارزش ترین عید در نزد مردم ایران است. شور و حال وصف ناپذیری که در این عید وجود دارد در اعیاد دیگر همچون فطر و قربان دیده نمی شود و دلیل آن همانطور که بیان شد به خاطر عشق و علاقه ای است که مردم ما به حضرت علی بن ابیطالب (ع) دارند.

رسم بر آن است که صبح روز عید، مردم به دیدار و دست بوسی سادات و ذریه امیرالمومنین (ع) می روند و ادای احترام به سادات می نمایند و سادات نیز ضمن پذیرائی با شربت و شیرینی و اهداء هدیه ای به رسم یاد بود از مهمانان قدردانی می نمایند.

بازار جشن و سرور و عروسی نیز در این روز بسیار پر رونق است و علاوه بر آن در این روز، خانواده نوعروس و تازه داماد هدایایی به زوج تازه میدهند و در بعضی از مناطق، این هدایا با آداب و رسوم خاصی تهیه و تقدیم میشود. به خصوص اگر یکی یا هردو آنها سید باشند، مراسم مهمتر و با شکوهتر خواهد بود.

در این روز مردم بهترین و زیباترین لباسهای خود را می پوشند، خود را معطر به بهترین عطرها می نمایند و با چهره ای خندان و شادمان به دید و بازدید میپردازند.در این روز افراد بسیاری روزه می گیرند و به مومنین قرض و اطعام می دهند.

مردم اعتقاد دارند پولی که به عنوان هدیه از سادات گرفته اند نباید خرج نمایند بلکه به عنوان تبرک و برکت در نزد خود نگهداری کنند.

در شب عید غدیر در مساجد و حسینیه ها مراسم جشن و سرور و مولودی خوانی برپاست. همچنین در منازل سادات و علما نیز مداحان و شاعران در وصف مولا علی (ع) و غدیرخم مولودی خوانی می نمایند. سادات نیز چند روز مانده به عید غدیر خم اقدام به خانه تکانی و گردگیری منازل خود می کنند و خود را آماده پذیرایی از مهمانان آماده کنند.

اما آنچه در زیر میخوانید شرح کوتاهی از واقعه ای است که حجت پیامبر را بر پیروانش تمام کرد و دین اسلام را به دینی پایدار و بی خدشه مبدل ساخت. این نوشته از سایت "مرکز اطلاع رسانی موسسه فرهنگی شهید آوینی" تهیه شده است.


اطاقی از منزل حضرت علی (ع) در کوفه

                                          

آخرین حج
در سال دهم هجرت، زمانی که پیامبر اکرم (ص) دریافت به زمان رحلت خود نزدیک میشود، بی وقفه میکوشد تا زمان حضورش را در میان مسلمانان پربارتر نماید و به همین دلیل، زیباترین و دقیق ترین مراسم حج را به اتفاق یاران خود انجام داد.

در آن روزها بیمارى سختى (آبله یا حصبه) در مدینه شایع بود که بسیارى از مسلمانان را از این سفر محروم مى داشت با این حال دهها هزار نفر با پیامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، 114 هزار، 120 هزار و 124 هزار نفرنوشته اند ولى با این همه حق این است که بگوییم چنان جمعیتى در رکاب آن حضرت حرکت کردکه شمارش بر جز خدا پوشیده است.

اینان کسانى بودند که از مدینه مى آمدند، ولى تعداد حاجیان به این عده منحصر نمى شد زیرا اهل مکه و ساکنان حومه آن و کسانى که از یمن در رکاب على (ع) آمده بودند نیز در حج شرکت داشتند.

دلیل انتخاب محل غدیر خم
پس از پایان یافتن این حج که به الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الکمال و حجة التمام خوانده اند با پایان گرفتن مراسم حج پیامبر (ص) به سوى مدینه حرکت کرد هنگامى که به سرزمین رابغ رسید، در محلى که غدیر خم نام داشت، جبرئیل امین بر او نازل شد و پیامى بدین شرح از پروردگار بر او تلاوت کرد.

اى رسول ما! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر این کار را انجام ندهی، رسالت خود را به انجام نرسانده اى و خدا تو را از مردم ایمن خواهد کرد همانا خداى، قوم کفرپیشه را هدایت نمى کند.

این پیام الهى ماموریتى خطیر بر عهده پیامبر اکرم (ص ) مى گذاشت، اعلان چیزى که باید همگان ازآن باخبر شوند و اگر چنین نکند گویاکارى صورت نداده است.

بنابراین بهترین موقعیت براى اعلام چنین پیامى همین جا بود، جایى که راه مصر و عراق و مدینه و حضرموت و تهامه از هم جدا مى شود و همه حاجیان ناگزیر از آن مى گذرند. غدیر خم مناسب ترین محلى بود که مى توانست چنین پیام پر اهمیتی رابه گوش همگان برساند. 

 


بارگاه حضر علی (ع) در نجف
مهمترین خطبه پیامبر اسلام
پیامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زیر خورشید تابان، از یاران خود خواست تا زیر چند درخت کهنسال را بروبند و با رویهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدین شرح ایراد کرد:

"ستایش مخصوص خداوند است از او کمک مى خواهیم و به او ایمان مى آوریم و بر او توکل مى کنیم و از شر نفس و بدى کردارمان به او پناه مى بریم ، خدایى که هدایت کننده اى نیست آنکه رااو گمراه سازد و گمراه کننده اى نیست هر که را او هدایت کند گواهى مى دهم که معبودى جزخداى یگانه نیست و محمد بنده و فرستاده اوست."

"من پیش از شما به حوض کوثر مى رسم و شما در کناره حوض بر من وارد خواهید شد،حوضى که عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است ، و در آن جامهایى است از نقره به شماره ستارگان، حال بنگرید که پس از من با دو میراث گرانبها چگونه رفتار مى کنید."

مردى از میان جمعیت فریاد برآورد: یا رسول اللّه ! آن دو چیز گرانبها چیست ؟

فرمود: یکى از آن دو که بزرگتر است ، کتاب خداست یک طرفش در دست خدا و طرف دیگرش به دست شماست ، پس آن را محکم نگه دارید تا گمراه نشوید و دیگرى که کوچکتر است ، عترت و خاندان من است و خداى نیکى کننده آگاه به من خبر داده است که این دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در لب حوض در قیامت به من رسند من هم از خدا همین را خواسته ام، پس شما ازآنها پیشى نگیرید که هلاک مى شوید و از آنها وا نمانید که هلاک مى شوید."

سپس دست على (ع )را گرفت و بلند کرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه کسى نسبت به مؤمنان از خود ایشان سزاوارتر است ؟

گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.

فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنین ازخود ایشان سزاوارترم پس هر کس من مولا و سرپرست اویم ، على مولا و سرپرست اوست." این جمله را سه بار تکرار کرد.

سپس گفت : "خداوندا! دوستى کن با هر کس که با على دوستى کند، و دشمنى کن با هر کس که على را دشمنى کند، دوست بدار هر کس که على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر کس او رادشمن مى دارد، یارى کن هر کس را که یاریش کند و بى یاور بگذار هر کس تنهایش گذاردو حق را همواره با على بدار هر طرف که باشد .

اى مردم باید حاضران، این پیام را به غایبان برسانند."

چون خطبه نبوى به پایان رسید امین وحى براى بار دوم نازل شد و او را به این پیام مفتخر ساخت:

"امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضى شدم که اسلام دین شما باشد (اسلام را به عنوان دین براى شما پسندیدم)"

پیامبر اکرم(ص) پس از دریافت این پیام مسرت بخش ، فرمود:"اللّه اکبر! که دین کامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولایت على بعد از من راضى شد" .

kashan.ir, aviny.com




برچسب‌ها: امام زمان
میلاد با سعادت ......
نویسنده میثم در چهارشنبه 86/8/30 | نظر

 

 

 

 

 

با عرض سلام خدمت شما هم سنگری های عزیز و عرض تبریک به مناسبت میلاد با سعادت شمس الشموس ولی نعمت ایران امام مهربانی شاه خراسان علی ابن موسی الرضا می خوام یه شعر کوتاه در مورد امام رضا با ستون بزنم
به امید اونکه حق
یا ضامن آهو......

امشب شب بارونه بلبل داره می خونه               عشــاق جهان مـژده میــلاد آقـا مونه

می خوام امشب عیدی بگیرم از شما                 می خوام از مشـهدت برم به کــربلا

ازهمون قدیما دل کبوتر صحن عتیق                 ازدلم می پرسی با تموم خادمات رفیقه

                علی موسی الرضا مولا  




برچسب‌ها: امام رضا
بابا خسته شدم بسکه عکس جمکران خریدم
نویسنده میثم در چهارشنبه 86/8/9 | نظر

بسم الرب شهدا و الصدیقین

خوب سلام امید وارم همه دوستانی که از این وبلاگ دیدن می کنن حالشون خوب باشه
می خوام بازگشتم رو با چند متن در مورد امام زمان شروع کنم و خودمو و وبلاگمو به عشقش بیمه کنم
انشاالله 

الهی به امید تو 

مهدی جان! بگذار نباشد بر من صبحی که بدون تو آغاز شود. در آن پگاهی که نسیم عشق شروع به وزیدن می‌کند، در آن سکوت صبحگاهی، فقط تویی که می‌توانی روح سوهان خورده‌ی مرا از زخم زمانه التیام بخشی.
مولای من! می‌گویند انتظار مثل درد دندان است ولی نه، اگر این‌طور بود، آن را به راحتی به دور می‌انداختم. والله که از انتظار بند بند وجودم در آتش فراقت می‌سوزد.  
یا صاحب‌الزمان! تا کی در آسمان به پرنده خیره شوم؟ تا کی گل‌های سرخ را به یادت بر پرده‌ها سنجاق کنم؟ تا کی در پیاده‌روی نگرانی انتظار قدم زنم؟
مولای من! ارمغان غیبت تو، دل شکسته‌ای ست که در قفس سینه‌ام بر بستر انتظار آرمیده است.
یا صاحب‌الزمان! سایه‌ی سبزت بر سرم کم مباد. ای کاش دعایم مستجاب می‌شد که خداوند گناهانم را به محضرت نرساند تا دل پر دردت از دست نوکر بی مقدارت نرنجد، زیرا دل قشنگت دیگر جای گنجاندن کجروی‌های مرا ندارد. کاش بر دعای فرجم در حق تو ای گل زهرا سلام‌الله‌علیها، مرغ آمین، آمین می‌گفت و تو را از زندان غیبت نجات می‌داد.
آیا مرا به مروارید بخشش مزیّن خواهی کرد؟ آیا می‌شود که دوباره مثل روزهای اوّل آشنایی‌ام با تو، به خوابم بیایی و بر روی سیاهم لبخند بزنی؟ هنوز چهره‌ی مهربانت را که در خواب دیده بودم، از خاطرم نرفته چون می‌دانم که از دل نرود هر آن که از دیده برفت.
گل زیبای خاطرات شیرینم، مهدی جان! اگر پس از مرگم گورم را بشکافی و قلبم وجود داشته باشد، خواهی دید که روی آن نوشته شده: نفرین بر انتظار که قاتلم بود.

نمی‌دانم چه‌طور بگویم که خودم هم راضی شوم. اگر با زبانِ دلم شروع کنم حرفم زود تمام می‌شود، امّا دوست دارم با همان امامی نجوا کنم که بهایی برای محبّتش نداده بودم.
داشتم زندگیم را می‌کردم؛ تا این که صحبت از آقایی به میان آمد که خود غریب بود و به درد دیگران آشنا.
گفتم یا علی بگویم و با آقایی که این همه ذکر خیرش را می‌کنند، صحبتی کنم.
کلام اوّل همان و جواب هم همان.
به خدا اصلاً نمی‌توانم چیزی از محبّت اربابم بگویم. اگر شرمندگی را بهانه قرار دهم، باز هم وجدانم راضی نمی‌شود و راستی اگر شرم می‌کردم . . .

کلام آخر:
خدایا اگر قرار است بمیرم، بگذار امامم بیاید؛
        اگر قرار است بسوزم، بگذار امامم ببیند؛
     و اگر قرار است به غربت نشستن او از جانب ما باشد، الهی العفو!

محبّت به امام زمان علیه‌السلام
از زمانی که احساس محبّت امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه را در وجود خودم دیدم، احساس انسانیّت، تکامل، پر ظـرفـیتی، معـنویت و هر چـه خصـوصیت و نشـانه‌ی مثبت که در وجـود خـودم دیدم، مدیون محبّت امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه شدم. ولی افسوس که منِ حقیر، شکرگذار و جوابگوی خوبی برای این نعمت محبّت امام زمان نبوده و نیستم. چه ما شکرگذار باشیم یا نباشیم، و چه قدمی برای حضرت برداریم یا نه، باز هم محبّت امام زمان به ما می‌رسد ولی ما نمی‌فهمیم. بله، محبّت آن‌ها یک‌طرفه است، آن‌ها خاندان کرم هستند. در صورتی که محبّت باید دو طرفه باشد تا تداوم پیدا کند و بیشتر و بیشتر شود.
شما در نظر بگیرید اگر دو دوست به هم محبّت داشته باشند، این دوستی تا زمانی پا بر جا و استوار است که محبّت بین آن‌ها وجود دارد. حالا شما را به خدا قسم لحظه‌ای توجه کنید به دوستی بین ما و امام زمان. مگر این نیست که ما خودمان را دوست و دوستدار امام زمان می‌دانیم. چه‌قدر ما نسبت به امام زمان محبّت داریم و یا جوابگوی ذره‌ای از محبّت امام زمان هستیم. منظورم از جوابگویی محبّت امام زمان این است که حداقل گناه نکنیم. ولی افسوس که نه تنها محبّت نداریم، بلکه هر روز با اعمال و کردارمان دل امام زمان را به درد می‌آوریم و روحش را آزرده خاطر می‌کنیم.
به امید آن روزی که ما هم یکی از محبّان واقعی امام زمان باشیم. ان‌شاءَالله!

از چه بنویسم؟ از خودم بنویسم یا از آن عزیز؟ شما به من گفتی که از او بنویس؛ ولی هر چه بخواهم بنویسم از او که نمی‌توانم چیزی فهمید که به قلم بیاید، پس از خودم می‌نویسم که خودم را می‌شناسم. حتماً می‌خواهی بگویی که مطلب مرا نفهمیدی، چه ربط است میان تو و او که می‌خواهی از خودت بنویسی. نه، من هم خوب مطلب را گرفتم و می‌دانم که میان او و من ربطی نیست، ولی مانعی که هست من خوب می‌دانم که اعمالی انجام می‌دهم که او دوست ندارد، پس همین‌قدر او را می‌شناسم که می‌دانم او از اعمال من راضی نیست. او را این قدر می‌شناسم که این قدر دوست‌داشتنی و رئوف است که می‌گوید اشکالی ندارد، دیگر انجام مده. می‌دانم که او این‌قدر دل رحیم است که برای گناهانم طلب آمرزش می‌کند. پس اگر خودم را بشناسم و بفهمم مراد از خلقت من چه بوده است می‌توانم درک کنم که رضای او در چیست و در این راه قدم بردارم که همه‌ی خواست او از من این است




برچسب‌ها: امام زمان
اهداف مبعث حضرت رسول
نویسنده میثم در سه شنبه 86/5/16 | نظر

با عرض تبریک ویژه به مناسبت مبعث حضرت رسول شاید نیاز باشد یک بار دیگر از خود بپرسیم صلا باسه خدا برای ما پیامبر انتخاب کرده و اهداف مبعث حضرت رسول چی بوده

 

"لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین" 164 آل عمران


 

 ((الله تعالی بر مؤمنان احسان کرد و منت بزرگی نهاد. آنگاه که در میان آنان پیامبری از خودشان فرستاد که آیات خدا را بر آنان می‌خواند و آنان را پاک می‌گرداند و کتاب و حکمت را به ایشان می‌آموزد، و به درستی که آنان پیش از این (پیش از بعثت) در گمراهی آشکار بودند.))


 تلاوت آیات الهی، تزکیه، آموزش کتاب و حکمت، چهار وظیفه اصلی و هدف بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند که در آیه فوق ذکر شدند و هر یک از آنها قابل تامل و تفکرند. علاوه بر این آیه، قرآن کریم در چهار مورد دیگر نیز به بیان این وظایف پرداخته است.


آموزش تلاوت قرآن اولین هدف بعثت

از آموزش تلاوت آیات قرآن به عنوان اولین هدف بعثت یاد شده است، یعنی پیامبر (ص) مامور است برای امت آیات قرآن را تلاوت کند. قابل ذکر است که خداوند درمورد کتاب الله (قرآن)، دو وظیفه جداگانه تلاوت و سپس تعلیم و آموزش را برای پیامبر ذکر نموده است. به گونه‌ای تلاوت کتاب الله یک هدف مستقل است، و تعلیم و آموزش کتاب یعنی آموختن احکام و تعالیم آن به مردم هدفی دیگر به شمار می‌آید. از این امر معلوم می‌شود همانگونه که فهمیدن قرآن کریم و عمل بر آموزه‌های آن لازمی است و اهمیت دارد، تلاوت آیات قرآن کریم هم به‌تنهایی یک هدف است و به‌تنهایی نیز فضیلت دارد.

سرور دو عالم صلی الله علیه و آله وسلم می‌فرماید: ((اگر کسی قرآن کریم را تلاوت کند، الله تعالی برای هر حرف آن ده نیکی در نامه اعمالش می‌نویسد.)) و در ادامه می‌فرماید: ((اگر کسی "الم" را تلاوت کرد من نمی‌گویم این یک حرف است بلکه الف، لام و میم سه حرف است و برای تلاوت آن سی نیکی از طرف خداوند در نامه اعمال او نوشته می‌شود.))

بنابر این خداوند متعال از تلاوت قرآن حتی بدون اینکه تلاوت کننده معنای آیات را بفهمد، به عنوان یک هدف مستقل برای بعثت پیامبر (ص) یاد کرده است. رسول اکرم (ص) همانگونه که به اصحابش مفاهیم و معانی قرآن را می‌آموخت، به آنان آموزش می‌داد که چگونه آیات قرآن را تلاوت کنند و بخوانند، که در نتیجه آن علوم مستقلی مانند علم تجوید و علم قرائت پدید آمد.


 تعلیم قرآن دومین هدف بعثت

دومین وظیفه پیامبر (ص) آموزش قرآن کریم می‌باشد که در "یعلمهم الکتاب" بیان شده است، تا ایشان، قرآن را به مردمی که به میان آنان فرستاده شده است، آموزش دهد.

با وجود اینکه یاران پیامبر (ص) و اولین مخاطبان آن حضرت، عرب زبان بودند. بسیاری از آنان در عرصه فصاحت و بلاغت زبان عربی شهره بودند و ارتجالا و فی‌البداهه توانایی سرودن شعر را داشتند و از دقایق این زبان آگاه بودند، با این وجود خداوند متعال به پیامبرش دستور می‌دهد تا به مخاطبانش، پس از آشنایی با چگونگی تلاوت قرآن، مفاهیم آیات را تعلیم بدهد، گویا قرآن کریم تصریح دارد که آنان قرآن را نمی‌فهمند مگر وقتی که با تعلیم و تربیت محمد (ص) همراه باشد.

صحابه ارجمند رضی الله عنهم می‌فرمایند: ما قرآن را طی مدتی طولانی یاد گرفتیم. حضرت سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه می‌فرماید: هشت سال طول کشید تا من سوره بقره را فرا گرفتم. و نیز می‌فرماید: ما علم، عمل و طریقه خواندن قرآن را از پیامبر خدا (ص) آموختیم.

از این قسمت از ‌آیه کریمه واضح می‌شود که خوب فهمیدن کتاب خدا و استباط صحیح از آموزه‌های آن، وقتی ممکن است که شخص آن را از معلم و استادی فرا گیرد که سلسه اسنادش در تعلیم کتاب الله،  به محمد رسول الله (ص) می‌رسد، و اگر کسی از طریقی دیگر مدعی فهم قرآن باشد ادعایش مورد قبول واقع نخواهد شد.


 تعلیم حکمت سومین هدف بعثت نبوی

سومین هدف بعثت تعلیم حکمت است، یعنی رسول الله (ص) مامور است که در پرتو وحی الهی به امتش حکمت و دانایی نیز بیاموزد.

در اینجا این مطلب قابل تامل و تدبر است که خداوند فقط به تعلیم کتاب اکتفا نکرد، بلکه به پیامبرش رسالت داد تا حکمت را نیز به امتش بیاموزد.

از این بخش از آیه این نکته واضح می‌گردد که عقل انسان به تنهایی قادر به درک حکمت احکام و فرامین الهی و دینی نیست بلکه حکمت را نیز باید از رسول خدا (ص) تعلیم گرفت، و اگر عقل کسی متوجه حکمتی غیر از آن می‌شود آن گمراهی است و از هدایت و راه‌یابی به دور است.

اگر انسان صرفا به عقل خود بدون توجه به راهنمایی وحی الهی تکیه کند، غیر از گمراهی چیزی عایدش نمی‌گردد.

این قسمت از آیه به ما می‌گوید که حکمت همانست که الله تعالی و رسول او (ص) آموزش داده‌اند و اگر عقل انسان آن را درک نمی‌کند دچار گمراهی و فریب شده است.


 تزکیه چهارمین هدف از بعثت نبوی

ماموریت دیگر پیامبر (ص) تزکیه نفوس است، تا دلهای مردمی را که به میان آنان مبعوث شده است از بدیها پلیدیها پاک کند.

قابل توجه است که در کنار یادگیری چگونگی تلاوت قرآن، درک مفاهیم آیات و حکمت احکام و فرامین الهی، تزکیه و تصفیه نفس نیز لازم است. و تزکیه هدف مستقلی برای بعثت پیامبر (ص) بعد از آموزش کتاب الله و حکمت، عملا صحابه و اولین مخاطبان وحی را تربیت و تزکیه کند. و آن حضرت (ص) این چنین کرد که در نتیجه آن افرادی که وجودشان سرشار از عداوت و صفات بد بود با مشرف شدن به اسلام و تربیت و همنشینی رسول خدا (ص) تزکیه شدند و رذایلی همچون تکبر و تظاهر، کینه و حسد، بغض و عداوت و ... از میان آنان رخت بربست و با دلهایی سرشار از ایمان همه تن در خدمت اسلام بودند و هر کاری را با اخلاص و فقط به خاطر الله انجام می‌دادند.

مشهور است روزی حضرت علی مرتضی رضی الله عنه یک یهودی را به خاطر بی‌ادبی به رسول اکرم (ص) به زمین زد و بر سینه‌اش نشست، یهودی که خود را مغلوب دید و نتوانست کاری انجام دهد، بر چهره مبارک سیدنا علی (رض) آب دهان انداخت، در این هنگام ناگهان حضرت علی (رض) از روی سینه‌ آن مرد برخاست و او را رها کرد. یکی از همراهان با دیدن این واقعه به ایشان گفت: چرا رهایش کردی، او مرتکب جرم بزرگی شد؟ حضرت علی (رض) در جواب فرمود: وقتی من او را زمین زدم هدفم مجازات او به خاطر اسائه ادب به ساحت رسول اکرم (ص) بود و من به خاطر خدا می‌خواستم او را به سزایش برسانم، ولی اکنون که او بر چهره‌ام آب دهان انداخته است احتمال آن است که من به خاطر خودم از او انتقام می‌گرفتم لذا رهایش کردم.

این آن چیزی است که بر اثر همراهی و مصاحبت با رسول‌الله (ص) در اخلاق صحابه شکل گرفته بود و آنان از صفات زشت و بد پاک و تزکیه شده بودند.

لذا فقط با فراگیری کتاب الله و حکمت، آن هم از اساتید برجسته و توانا، این اهداف تکمیل نمی‌گردد. مگر تا وقتی که شخص نزد مرشد کاملی به تزکیه خود نپردازد و وجودش را از رذایل اخلاقی‌ای همچون عجب، تکبر، حسد، ریا و غیره پاک نکند. پس اگر فردی تنها کتاب الله را نزد استادی فرا گرفت ولی این رذایل را علاج نکرد، این فرد تزکیه شده نیست.


 اولین مخاطبان وحی بهترین افراد امت اسلامی

ضمایر بکار رفته در آیه مذکور مانند: فیهم، انفسهم، علیهم، یزکیهم، یعلهم، همه جمع و مراد از آنها اصحاب و یاران رسول صلی الله علیه و سلم هستند، که به عنوان اولین مخاطبان وحی، مستقیما با رسول الله (ص) در ارتباط بودند و از تعلیم، تربیت و تزکیه ایشان فیض کامل بردند.

در اینجا می‌خواهیم یک سؤال مطرح کنیم و آن اینکه آیا افرادی که رسول خدا (ص) به سوی آنان با این اهداف مبعوث گردید، این اهداف را فرا گرفتند و به مقاصد آن پی بردند یا خیر؟ آیا آنان تلاوت آیات، آموزش کتاب و حکمت را به نحو احسن فرا گرفتند و تربیت و تزکیه شدند؟

اگر اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) این آموزش‌ها را فرا نگرفته و تزکیه نمی‌شدند، اهداف بعثت نبوی متحقق نشده و به سرانجام نمی‌رسید.

آنچه مسلم است، این است که رسول الله (ص) در تکمیل اهداف بعثتش موفق عمل کرد و توانست صحابه و یارانش را به عنوان اولین مخاطبان رسالتش به بهترین نحو تربیت و تزکیه کند و همچنین رضایتش را از آنان به عنوان حلقه وصل بین خود و نسلهای بعدی امتش اعلام دارد. بنابر این بر ما لازم و واجب است که به مقتضای عشق و محبت به نبی کریم، سرور دو عالم، محمد مصطفی (ص) به صحابه و یاران ایشان اعم از اهل بیت و تک تک تربیت یافتگان ایشان محبت بورزیم. زیرا همانگونه که پیروی از سنت پیامبر (ص) بر ما واجب است، اتباع و پیروی از سنت صحابه کرام رضی الله عنهم، خصوصا خلفای راشدین، بر ما لازم است، زیرا آنان حلقه وصل بین ما و حضرت رسول اکرم (ص) هستند و آنچه از ایمان، دین و علوم نبوت به ما رسیده است ثمره اخلاص، مجاهدت و تلاشهای خستگی‌ناپذیر آنان برای پاسداری و ترویج قرآن و سنت در سراسر گیتی است و امت اسلامی تا قیام قیامت مرهون آنان بوده و خواهد بود.


 در پایان از الله تعالی مسئلت دارم به همه ما توفیق بیشتر برای فراگیری علوم قرآن، فهم صحیح آن و اشاعه و ترویج این علوم بدهد و به آن ترقی روز افزون عنایت فرماید.


  آمین یا رب العالمین وصلى الله تعالى على نبینا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعین


لینک دوستان ما
» جاده های مه آلود
» ایمان
» کانون فرهنگی شهدا
» شلمچه
» یا زهرا
» شین مثل شعور
» هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir )
» یادداشتها و برداشتها
» دیداردوست
» حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد
» وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
» .: شهر عشق :.
» شهدا
» پیامنمای جامع
» بوی سیب
» آسمون آبی چهاربرج
» کاسل
» بیابان گرد
» دل و کاغذ و قلم...!
» مرام و معرفت
» حوریب
» تنها علمدار
» آقاشیر
» نشانه
» شهدای استان خراسان
» . : آدم و حوا : .
» نهِ /دی / هشتاد و هشت
» ماه و مهر
» چفیه
» یگان امُل های مُدرنیسم نشده...امُلیسم
» راه های و فواید و تاثیر و روحیه ... خدمتگذاری
» نگاه منتظر
» هرچه می خواهددل تنگت بگو
» حاج رضوان
» فرزند روح الله...
» صل الله علی الباکین علی الحسین
» قافله شهداء
» قوطی عطار
» عشق سرخ
» آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
» vagte raftan
» خواندنی های ایران جهان
» مناجات با عشق
» شهیدالسید عباس الموسوی
» هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
» نورهدایت
» امیدزهرا
» امیدزهرا
» یا قدس انا قادم
» پشت خطی
» شوق دیدار
» افسر جوان جنگ نرم
» رازهای فاش شده از یهود و ماسون ها
» فصل سکوت
» موج انتظار
» مذهبی - سیاسی - فرهنگی
» سیاست روز
» عکس و شعر برای دوستداران هنر
» مسیحایی
» بسم الله الرحمن الرحیم
» 727
» السلام علیک یا صاحب الزمان
» السلام علیک یا صاحب الزمان
» یا رب الحسین
» یک کلمه حرف حساب
» « یا مهدی ادرکنی »
» نسیم بهشتی
» «اخبار سایت بازتاب»
» تا ریشه هست، جوانه باید زد...
» و خدایی که در این نزدیکیست
» وبلاگ ایران اسلام
» زیر آسمان خدا
» علوم جهانی
» ..:: نـو ر و ز::..
» باور
» تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم
» رایة الهدی
» یوسف
» عسل
» پشت خطی
» حرفای خودمونی من
» نسل برتر
» موته
» معبر
» پیک گردان
» تخریب
» کوثر
» تنها ترین تنها
» نسیم جبهه
» حرم
» کلبه احزان
» کنیز زهرا
» قافله شهدا
» ندای آسمانی
» عاشق مهدی
» نیایش
» ایران سربلند
» فصل بیداری
» منطقه‏ ممنوعه
» استشهادی
» امتیاز
» انتخاب
» سیب ترش
» نوابیسم
درباره وبگاه

به قول حاج آقا بهجت .......العبد یه نوکر یه مدافع حرم
موضوعات وبگاه
پیوندهای روزانه
برچسب ها
طراح قالب
شهدای کازرون
.: طراحی و کدنویسی قالب : شهدای کازرون :.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد.کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...