سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران
 سنگر
 
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
شهدای کازرون مرجع قالب های مذهبی رایگان توضیح توضیح توضیح توضیح
شهدای کازرون محل تبلیغات شما
جانباز شیمیایی
نویسنده میثم در چهارشنبه 87/5/2 | نظر

بسم الرب شهدا

سلام دوستان راستی تا حالا در مورد جانبازای شیمایی کم صحبت شده امروز می خوام در موردشون صحبت کنم

امید وارم خوشتون بیاد

نمی‌دانم آیا تا به حال یک جانباز شیمیایی که دچار عارضه ریوی باشد را از نزدیک دیده‌اید یا نه؟

نمی‌دانم بگویم خوشا به سعادتتان که آن اسوه‌های صبر را دیده‌اید و یا اینکه...

دیدن
رنج و مشقت یک انسان برای هرکسی سخت و منقلب کننده است، چه برسد به
دیدن انسانی که حتی عادی‌ترین نیاز حیاتیش، یعنی تنفس را با سختی انجام
می‌دهد!

 مردانی که کم هم نیستند و اگر حال و حوصله‌اش را داشته باشیم! و همت کنیم، می‌توانیم در آسایشگاه‌های شهرمان به دیدارشان برویم.

تا
به حال چند بار به ملاقات این کوه‌های استقامت رفته‌ایم تا نمونه‌هایی
زنده! از پایمردی را ببینیم و از خواب شیرین روزمرگی خود بیدار شویم؟!

آیا تا به حال صدای خس‌خس نفس‌هایشان راشنیده‌ایم؟

به خداوندی خدا قسم، خس‌خس نفسهایشان نجوایی عاشقانه با ملائک است.

ولی شنیدنش گوش بصیرت می‌خواهد که ما نداریم! و شاید حتی وقتی چند لحظه‌ای به آن گوش می‌سپاریم، خود احساس خفگی کنیم!!

تا به حال دیده ایدشان؟

وقتی می‌بینی نفسش کم می‌آید؛

وقتی می‌بینی دانه‌های درشت عرق از پیشانیش سرازیر می‌شود؛

وقتی می‌بینی لبهایش کبود می‌شود؛

وقتی می‌بینی با اسپری‌های کوچک و بزرگ خود، سعی می‌کند تا راه نفسش را باز کند؛

وقتی می‌بینی کوله پشتی خاکی رنگی را همیشه به دنبال خود می‌کشد و هراز گاهی از ماسک اکسیژن درونش استفاده می‌کند؛

وقتی
می‌بینی مجبور است نفس کشیدن، که یک حرکت غیرارادی و در ظاهر راحت و
بی‌دردسر است را با زحمت انجام دهد و به همین دلیل زود خسته شود و به قول
یکی از همین عزیزان "گاهی یادمان می‌رود که باید نفس بکشیم...!!" به چه
می‌اندیشی؟

آیا می‌توان باور کرد که برای به دست آوردن مال و مقام
دنیا خطر کرده‌اند و به آغوش گاز خردل، VX، تابون، سارین و انواع گازهای
عامل خون و اعصاب رفته‌اند؟

جواب به این سوال کاملاً مشخص است، ولی
ما فراموش می‌کنیم که بر جوانان این سرزمین، آنهایی که هم سن و سال من و
تو بودند و از همه چیز خود گذشتند چه گذشت.

پس بیایید اگر مرهمی بر درد کهنه شان نیستیم، نمک زخمشان نباشیم.

اللهم مرزقنا توفیق شهادت فی سبیلک


میلاد حیدر
نویسنده میثم در سه شنبه 87/4/25 | نظر
بسم الرب حیدر
با سلام و عرض خسته نباشید .میلاد اول امام شیعه ماه عالم تاب حیدر کرار  فاتح خیبر امیرالمومنین  علی ابن  ابیطالب‌  (ع)  رو به همه شما دوستان تبریک و شاد باش عرض می کنم. امید وارم به حق دستای پینه بسته حیدر خدا روزیمون کنه زیارت قبر مطهر ابی عبدالله حسین رو
انشاءالله
به همین مناسبت متنی زیبا در ارتباط با این میلاد فرخنده به شما دوستان عزیز تقدیم می کنم.

ای علی، ای شاهکار خلقت باری تعالی

ای جمالت جلوه گاه ذات پاک کبریایی

ای علی، ای دست تو دست توانای الهی

ای علی، ای حکم عالمگیر تو حکم خدایی

ای علی، نام تو و داغ تو اندر دل فکندم

من به لوح سینه درد آشنا نقش تو کندم

هر دم آهنگ علی برخیزد از نای وجودم

ای علی، بشنو نوای عشق را از بند بندم

رزم را یکتا سواری، فتح را تنها امیدی

هان، تویی شیرخدا سرحلقه شمشیر زنها 

... جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه
حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول
خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای
کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات این جهش
تاریخی بود.

جهش های عظیم تاریخی جز با دست های برومند رجال تاریخ
انجام نمی گیرد. و این سنت الهی است که تحولات تکاملی، از وجود رجال
برگزیده بشر، منشاء گیرند، رجالی که علی رغم شرایط نامساعد موجود، به
تکاپو و تلاش بر می خیزند و فریاد خود را از اعماق اجتماع سر می دهند، و
با این فریاد لرزه ای شکننده بر ارکان نظامات فرسوده و نابسامان موجود می
افکنند. طنین این فریاد است که مغزها را تکان می دهد و آنها را به جنب و
جوش و حرکت می اندازد، مغز های مرده، زنده می شوند و در پرتو این زندگی
پرده ها را بر می درند و چشم اندازهای نوی در برابر خود مشاهده می کنند.

جهان
به سوی سرنوشت خود به پیش می رفت. سرنوشتی که قلم قضای الهی تحولی درخشان
بر آن ترسیم کرده بود. بنا بود این تحول با دست توانای پیغمبر بنیان گذاری
شود، و در عین حال مردی نیرومند لازم بود که این تحول را جاودان سازد.

مردی که با اصول و فروع کلیات و جزئیات این تحول را در وجود خویش تجسم دهد.

مردی که این صلاحیت و شایستگی را داشته باشد که بگوید: "من قرآن ناطقم".

قرآن
برنامه تحول بود و خدا آن را از آسمان بر محمد (ص) فرو فرستاد ولی خاصیت
روح بشر این است که بیش از آنچه که اسیر گوش است، اسیر چشم است، شنیدنی ها
در مزاج روحی بشر اثرمی کنند، ولی دیدنی ها اثری بیشتر و قاطع تر دارند.

پیغمبر
با زبان قرآن تحول را بیان کرد و این که مردی لازم است که قرآن را در وجود
خویش تجسم دهد تا مردم آن را که شنیده اند ببینند. قرآن از عدالت سخن می
گفت. و این علی است که باید این عدالت را در همان سطحی که خدا خواسته، در
وجود خویش تجسم دهد؛ باید جهان و جهانیان، اصولی را که اسلام برای مردم
بیان داشته، در سیمای زندگی علی به صورتی زنده و برجسته مشاهده کنند.

محمد
برای ایجاد تحول و در راه تربیت انسانها به دو عامل نیاز قطعی داشت، یکی
قرآن و دیگری علی. و این خود پیغمبر است که همیشه این دو را با هم نام می
برد. می گفت: "انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی" من می روم ولی
دو گوهر گرانبها در میان شما باقی می گذارم، یکی قرآن و دیگری عترت؛ و علی
شاخص ترین فرد عترت بود.

محمد داشت مراحل کمال خود را می پیمود،
لازم بود ده سال دیگر بگذرد، تا او موفق به تسخیر آخرین قله کمال شود؛ تا
آماده بعثت گردد. وجود محمد زمینه نزول قرآن را فراهم می کرد و در عین حال
باید به موازات آن زمینه پیدایش انسانی که قرآن را در خود تجسم دهد، نیز
فراهم شود، و خداوند در تدارک این مقدمات بود.

آن روز، جمعه بود، و
عرب جمعه را احترام می کرد و نیز ماه رجب را. بت های کعبه در این ماه و
مخصوصاً در روزهای جمعه این ماه  مشتری بیشتری داشتند.

و آن روز نیز
که روز جمعه سیزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجیبی برپا
بود. در این جمع تنها یک زن بود که به جای عبادت بت، خدا را عبادت می کرد،
شرک و کفر بر روحش سایه نینداخته بود. او دین حنیف داشت، همان دین جدش
ابراهیم خلیل الرحمن، و او نیز در اطراف خانه خدا طواف می کرد، و از خدا
می خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و
فرزندی را به بار داشت. و تقدیر چنین بود که این فرزند تولدی مبارک و
استثنایی داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و
نیاز می کرد. ناگهان در خود احساس دردی شدید کرد، دردی که فاطمه آن را به
خوبی می شناخت، آخر این پنجمین حمل او بود، او قبلاً چهار بار دیگر این
درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پریشان شد، او در میان جمعیت
غوطه می خورد و طواف می کرد، پس از این احساس از طواف باز ایستاد ولی موج
جمعیت او را به این سو و آن سو می کشاند. و درد هر لحظه شدیدتر و شدیدتر
می شد.

چه می دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آمیزی برای او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه
به دنبال پناهگاهی می گشت، مأمنی که او را از چشم مردم پنهان کند، و
سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود دید. فاطمه قدم به درون خانه
کعبه گذارد.و این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد.

نامش
را علی نهادندآ؛ و با علی، موجودی دیگر نیز موجودیت گرفت، موجودی عزیز،
گرانبها و بس کمیاب. همان چیزی که باید راز سعادت جامعه ها را در آن جست،
و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهی شده بودند، جهان، "عدل" را نه می فهمید و نه می شناخت. میلاد علی با تولدی دیگر همراه بود؛ تولد عدل...

علی
توجیه کننده عدل و نشان دهنده عالیترین مظاهر آن بود. دنیا از روزنه وجود
علی به شناخت عدل توفیق یافت و از آن بالاتر معنای انسانیت را شناخت.
انسانیتی که عدل یکی از شاخه های آن است.

راز خلقت و آفرینش آدمیان
در چیست و چرا انسان را آفریدند؟ و آیا این راز را می توان در خور و خواب،
در کشتن و بستن، در ظلم و ستم جستجو کرد؟ و آیا بشر برای این خلق شده که
بسان درندگان، بدرد ، حتی همنوعان خود را؟ و در اینجاست که در بین
میلیاردها نفوس بشری و پس از پیامبران، تنها وجود علی است که به توجیه و
تفسیر این راز می پردازد و هدف از خلقت نوع انسان را توجیه می کند و راز
آن را بازگو می نماید. هدف، نیل به آخرین قله کمال است، هدف این است که
انسان، انسان شود؛ و این انسانیت چیست؟

و باز هم اینجاست که علی را
می بینیم که بسان معلمی بزرگ و آزموده به تعلیم انسانیت می پردازد. و خطوط
آن را در لوح زندگی خویش در برابر دیدگان بشریت می گذارد. و این تعلیم را
از همان دوران کودکی شروع کرد. کودک بود، ولی هرگز تحت تاثیر شرایط غلط
موجود قرار نگرفت. و این نخستین درس مکتب اوست؛ تهی شدن از تاثیرات غلط
جامعه.

جامعه او بت می پرستید، ولی او با همان مغز کودکانه اش
دریافت که سرّ دهر و راز طبیعت را نمی توان با "بت" تفسیر کرد. او از
مطالعه کتاب طبیعت در همان کودکی به شناخت "الله" توفیق یافت.

و این شناخت، بزرگترین و حساس ترین نقش را در زندگی او عهده دار شد.

چیزی
نگذشت که نشانه هایی از نور الهی را در وجود شخصیتی به نام محمد (ص) تشخیص
داد و در این نور جاذبه ای بس شدید یافت. به سوی آن کشش پیدا کرد و از سن
هشت سالگی رسما و به طور شبانه روز در کنار آن نور که در وجود "محمد" تجسم
یافته بود، قرار داد.

دو سال دیگر هم گذشت و آن نور سرانجام "محمد(ص)" را به آخرین قله کمال رساند.

او پیغمبر شد، دارای مکتبی آسمانی و الهی.

و
علی ایده خود را در این مکتب به صورتی روشن و بارز مشاهده کرد. آنچه را که
قبلاً خود به طور مبهم دریافت کرده بود، اکنون با تلاء لوئی پردرخشش و
زنده و گویا در مکتب آسمانی "محمد(ص)" می دید.

به آن ایمان آورد، ایمانی بالاتر از عشق.

و همین عشق و نیروی خلاق و آسمانی آن بود که علی را به صورت بزرگترین فداکار اسلام و آئین جدید در آورد.

علی که نقشی جاودانه از خدا و عدل در سینه نورانی خود داشت پرچم این مکتب را بردوش گرفت.

با این پرچم و با سرمایه همان عشق، خود را به جبهه مخالفین عدل زد و جلو رفت، و راه را برای پیشروی آئین اسلام باز کرد.



میلاد حضرت فاطمه
نویسنده میثم در سه شنبه 87/4/4 | نظر
با سلام خدمت شما عزیزان و هم سنگران عزیز
امشب
شبی است نورانی یکی از شبای بهشتی.شبی است که زمین لیاقت ان را پیدا کرد
که وجود مبارک حضرت صدیقه کبری را بر روی خود حس کنه و به وجود آن شمع
عالم بنازد من این شبو این روز نورانی و پر سعادت رو به همه مومنین و
مومنات و کسانی که شیعه ان حضرت هستند تبریک می گم انشاالله امام زمان
امروز عیدی مارو بدن قسمت هممون بشه راهی کربلا شیم و بعدش هم سفر عشق
یعنی زیارت حرم امن الهی رو قسمتمون بشه

انشالله.....

حضرت فاطمه زهرا(س) سرور زنان عالم و دخت گرامی پیامبر اسلام بنا به نقل مشهور
دانشمندان شیعه ، در بیستم جمادی الثانی سال پنجم هجرت و به نقل اکثر تاریخ
نگاران و محدثان اهل سنت پنج سال پیش از بعثت رسول گرامی اسلام پای به عرصه
وجود گذاشتند.  و بنا به وحی و سفارش الهی، رسول گرامی (ص) نام او را فاطمه
نهادند.
سایر اسامی و القاب آن حضرت که حاکی از کمالات روحی و معنوی ایشان می باشد
عبارتند از : زهرا، بتول ، طاهره، ام ابیها، ام الائمه، عذرا، زکیه، راضیه،
مرضیه، محدثه، صدیقه و مریم کبری.
حضرت فاطمه (س) تحت تربیت پدر و مادری قرار گرفت که هر کدام نمونه های بارزی از
ارزشهای والای انسانی و الهی بودند. حضرت محمد(ص) شخصیتی بود که حتی قبل از
رسیدن به مقام پیامبری به جهت صداقت و امانتداری و دیگر فضائل اخلاقی شهره، خاص
و عام بود  به طوری که در میان مردم به " محمد امین" معروف شد.
حضرت خدیجه نیز از خانواده ای محترم و در فضائل و کمالات سر آمد زنان عصر خویش
بود. این دو شخصیت برجسته ارکان خانواده ای را بنیاد نهادند که همچون بستان
فضیلت در بیابان بی آب و علف جاهلیت بود. خداوند رحمان در مدت بیست و پنج سال
زندگی مشترک محمد و خدیجه به آنان دو پسر و چهار دختر عطا فرمود. حضرت فاطمه
آخرین فرزند خدیجه و محمد بود که پنج سال پس از اینکه حضرت محمد به پیامبری
برانگیخته شد به دنیا آمد. این دوران از حساسترین دوران زندگی حضرت محمد(ص)
بود.
تولد حضرت فاطمه در این دوران از ویژگیهای خاصی برخوردار است که به آن اشاره می
کنیم.
یکی از مسائلی که مشرکین بدان خیلی امیدوار بودند این بود که بعد از وفات
پیامبر آئین او بدون یار و یاور خواهد ماند و بزودی پیام محمد در جهان به
فراموشی سپرده خواهد شد.
مشرکین بنا به سنت غلطی که در زمان جاهلیت مرسوم بود، بقا و دوام نسل یک فرد را
در داشتند فرزند پسر می دانستند وچون دو پسر پیامبر در کودکی از دنیا رفته
بودند، آنها شاد و خرسند از این مسئله بودند که نسل پیامبر منقرض شده و زمانیکه
آن حضرت از دنیا برود کسی نیست که پرچم پاسداری از اسلام را بر دوش نگه دارد.
اما پیامبر یقین داشت که ازاو نسل پاک و بابرکتی بوجود خواهد آمد که سرمنشا
تمام خوبیهای جهان خواهد شد. و دیری نپائید که قلب پیامبر به نوید پروردگار
روشن شد و آن زمانی بود که سوره کوثر بر پیامبر نازل گشت. خداوند در این سوره
بر روی تمام تصورات واهی دشمن خط بطلان می کشد و پیروزی نهایی حق و شکست باطل
را نوید می دهد و به پیامبر خطاب می کند:
" ما به تو کوثر را عطا نمودیم، پس به شکرانه آن نماز بجای آور و قربانی کن.
همانا (نسل ) دشمن تو بریده خواهد ماند.
و به زودی وعده خدا با ولادت حضرت زهرا(س) تحقق یافت. رسول گرامی اسلام(ص)
لبریز از سرور و شادی به شکرانه این لطف و مرحمتی که خداوند به ایشان عطا کرده
بود ، نماز شکربجای آورد و در راه خداوند گوسفندی را قربانی نمود.
حضرت فاطمه (س) در کنار پدر و مادر گرامیشان با زیباترین ارزشهای الهی و اخلاقی
آشنا گشت. عشق پدر به ایشان و محبوبیتی که در قلب رسول خداوند داشتند ، را می
توان به وضوح در زندگی ایشان مشاهده نمود . و سخن از این عشق متقابل بسیار است
. بدیهی است که علاقه پیامبر به ایشان تنها به خاطر رابطه پدر و فرزندی نبود .
هر چند این عاطفه در وجود پیامبر موج می زد ، اما تعابیر و سخنانی که پیامبر به
هنگام اظهار علاقه نسبت به دخترش بیان می نمود، نشان دهنده این بود که در اینجا
معیارهای دیگر مطرح است. و بدون شک شخصیت والای حضرت و مقام بلند و کم نظیری که
در وادی عرفان و عبادت بدست آورد ، و همچنین عفاف و تفوایی که از خود نشان
دادند ، نقش محوری اصلی را در این تجلیل ها و تکریم ها ایفا کرد ، تا جایی که
پیامبر ایشان را " مادر خویش " لقب داده و حضرت فاطمه را " ام ابیها" نامیدند
.


لینک دوستان ما
» جاده های مه آلود
» ایمان
» کانون فرهنگی شهدا
» شلمچه
» یا زهرا
» شین مثل شعور
» هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir )
» یادداشتها و برداشتها
» دیداردوست
» حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد
» وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
» .: شهر عشق :.
» شهدا
» پیامنمای جامع
» بوی سیب
» آسمون آبی چهاربرج
» کاسل
» بیابان گرد
» دل و کاغذ و قلم...!
» مرام و معرفت
» حوریب
» تنها علمدار
» آقاشیر
» نشانه
» شهدای استان خراسان
» . : آدم و حوا : .
» نهِ /دی / هشتاد و هشت
» ماه و مهر
» چفیه
» یگان امُل های مُدرنیسم نشده...امُلیسم
» راه های و فواید و تاثیر و روحیه ... خدمتگذاری
» نگاه منتظر
» هرچه می خواهددل تنگت بگو
» حاج رضوان
» فرزند روح الله...
» صل الله علی الباکین علی الحسین
» قافله شهداء
» قوطی عطار
» عشق سرخ
» آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
» vagte raftan
» خواندنی های ایران جهان
» مناجات با عشق
» شهیدالسید عباس الموسوی
» هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
» نورهدایت
» امیدزهرا
» امیدزهرا
» یا قدس انا قادم
» پشت خطی
» شوق دیدار
» افسر جوان جنگ نرم
» رازهای فاش شده از یهود و ماسون ها
» فصل سکوت
» موج انتظار
» مذهبی - سیاسی - فرهنگی
» سیاست روز
» عکس و شعر برای دوستداران هنر
» مسیحایی
» بسم الله الرحمن الرحیم
» 727
» السلام علیک یا صاحب الزمان
» السلام علیک یا صاحب الزمان
» یا رب الحسین
» یک کلمه حرف حساب
» « یا مهدی ادرکنی »
» نسیم بهشتی
» «اخبار سایت بازتاب»
» تا ریشه هست، جوانه باید زد...
» و خدایی که در این نزدیکیست
» وبلاگ ایران اسلام
» زیر آسمان خدا
» علوم جهانی
» ..:: نـو ر و ز::..
» باور
» تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم
» رایة الهدی
» یوسف
» عسل
» پشت خطی
» حرفای خودمونی من
» نسل برتر
» موته
» معبر
» پیک گردان
» تخریب
» کوثر
» تنها ترین تنها
» نسیم جبهه
» حرم
» کلبه احزان
» کنیز زهرا
» قافله شهدا
» ندای آسمانی
» عاشق مهدی
» نیایش
» ایران سربلند
» فصل بیداری
» منطقه‏ ممنوعه
» استشهادی
» امتیاز
» انتخاب
» سیب ترش
» نوابیسم
درباره وبگاه

به قول حاج آقا بهجت .......العبد یه نوکر یه مدافع حرم
موضوعات وبگاه
پیوندهای روزانه
برچسب ها
طراح قالب
شهدای کازرون
.: طراحی و کدنویسی قالب : شهدای کازرون :.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد.کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...