سفارش تبلیغ
صبا
 سنگر
 
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
شهدای کازرون مرجع قالب های مذهبی رایگان توضیح توضیح توضیح توضیح
شهدای کازرون محل تبلیغات شما
به خاک سپردن حضرت فاطمه
نویسنده میثم در چهارشنبه 87/3/8 | نظر

سم الرب العشق

با سلام به دوستان و هم سنگران

لعنت خدا بر ظالمین و قاتلین حضرت فاطمه

این روزا تو دل علی مرتضی چه خبره  تو دل حسنین چه خبره  همه یه گوشه نشستن و دارن به حال پدرشون گریه  می کنن در غم صدیقه طاهره عالم داره می سوزه چه برسه به علی مرتضی و  فرزندانش. باز هم لعنت خدا بر قاتلین حضرت زهرا ...

دانشمندان و تذکره نویسان شیعه متفقند که نعش دختر پیغمبر را شبانه بخاک سپردند.

ابن
سعد نیز در روایت‏هاى خود که از طریق ابن شهاب،عروه،عایشه،زهرى و دیگران
است گوید فاطمه (ع) را شبانه دفن کردند و على (ع) او را بخاک سپرد (2) .

بلاذرى نیز در دو روایت‏خود همین را نوشته است (3) بخارى نیز چنین نویسد:

«شوى او شبانه او را بخاک سپرد و رخصت نداد تا ابو بکر بر جنازه او حاضر شود» (4) .

کلینى
که از بزرگان علما و محدثان شیعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و
کتاب خود را در نیمه دوم قرن سوم نوشته و نوشته او از دیرینه‏ترین سندهاى
شیعه بشمار مى‏رود،چنین نوشته است:

چون فاطمه (ع) در گذشت.امیر المؤمنین او را پنهان بخاک سپرد و آثار قبر او را از میان برد. سپس رو به مزار پیغمبر کرد و گفت:

-اى پیغمبر خدا از من و از دخترت که بدین تو آمده و در کنار تو زیر خاک خفته است،بر تو درود باد!

خدا
چنین خواست که او زودتر از دیگران بتو به پیوندد.پس از او شکیبائى من
بپایان رسیده و خویشتن دارى من از دست رفته.اما آنچنان که در جدائى تو صبر
را پیشه کردم،در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره ندارم که شکیبائى بر مصیبت‏سنت
است.اى پیغمبر خدا!تو بر روى سینه من جان دادى!ترا بدست‏خود در دل خاک
سپردم!قرآن خبر داده است که پایان زندگى همه بازگشت‏بسوى خداست.

اکنون امانت‏به صاحبش رسید،زهرا از دست من رفت و نزد تو آرمید.

اى پیغمبر خدا پس از او آسمان و زمین زشت مى‏نماید،و هیچگاه اندوه دلم نمى‏گشاید (5) .

چشمانم بى‏خواب،و دل از سوز غم کباب است،تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند.

مرگ
زهرا ضربتى بود که دل را خسته و غصه‏ام را پیوسته گردانید.و چه زود جمع ما
را به پریشانى کشانید.شکایت‏خود را بخدا مى‏برم و دخترت را به تو
مى‏سپارم!خواهد گفت که امتت پس از تو با وى چه ستمها کردند.آنچه خواهى از
او بجو و هر چه خواهى بدو بگو!تا سر دل بر تو گشاید،و خونى که خورده
است‏بیرون آید و خدا که بهترین داور است میان او و ستمکاران داورى نماید
(6) .

سلامى که بتو مى‏دهم
بدرود است نه از ملالت،و از روى شوق است،نه کسالت.اگر مى‏روم نه ملول و
خسته جانم و اگر مى‏مانم نه بوعده خدا بد گمانم.و چون شکیبایان را وعده
داده است در انتظار پاداش او مى‏مانم که هر چه هست از اوست و شکیبائى
نیکوست.

اگر بیم چیرگى ستمکاران نبود براى همیشه در کنار قبرت مى‏ماندم و در این مصیبت‏بزرگ، چون فرزند مرده جوى اشک از دیدگانم مى‏راندم.

خدا
گواهست که دخترت پنهانى بخاک مى‏رود.هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته،و نام
تو از زبانها نرفته،حق او را بردند و میراث او را خوردند.درد دل را با تو
در میان مى‏گذارم و دل را به یاد تو خوش مى‏دارم که درود خدا بر تو باد و
سلام و رضوان خدا بر فاطمه (7) .

در
مقابل این شهرت،ابن سعد روایت دیگرى دارد که ابو بکر بر دختر پیغمبر نماز
خواند و بر او چهار تکبیر گفت (8) .پیداست که این روایت و یک دو حدیث
دیگر،در مقابل آن شهرت ارزشى ندارد،و دور نیست که آنرا براى مصلحت
وقت‏ساخته باشند. فقدان دختر پیغمبر على (ع) را سخت آزرده ساخت.نمونه این
آزردگى را از سخنانى که بر کنار قبر او خطاب به پیغمبر (ص) گفت دیدیم.در
سندهاى دیرین،دو بیت زیر را نیز بدو نسبت داده‏اند که نشان دهنده سوز
درونى اوست.اما شمار این بیت‏ها در ماخذهاى بعدى بیشتر است چنانکه در
دیوان منسوب به آنحضرت نوزده بیت است (9) .

زبیر بن بکار در کتاب خود الاخبار الموفقیات که آنرا در نیمه دوم قرن سوم نوشته و از مصادر قدیمى بشمار مى‏رود چنین نویسد:

مداینى
گوید چون امیر المؤمنین على بن ابى طالب رضى الله عنه از دفن فاطمه
راغت‏یافت‏بر سر قبر او ایستاد و این دو بیت را انشاء کرد:

لکل اجتماع من خلیلین فرقة و کل الذى دون الممات قلیل (10) و ان افتقادى واحدا بعد واحد دلیل على ان لا یدوم خلیل (11)

این دو بیت در بعض مصادر بدین صورت ضبط شده:

لکل اجتماع من خلیلین فرقة و کل الذى دون الفراق قلیل و ان افتقادى فاطما بعد احمد دلیل على ان لا یدوم خلیل (12)

مصحح فاضل چاپ اخیر بحار الانوار (طهران) در ذیل صفحه صد و هشتاد و هفت مجلد چهل و سوم عبارتى را دارد که ترجمه آن اینست:

در بعض نسخه‏ها«و ان افتقادى واحدا بعد واحد»آمده و این درست است چه على علیه السلام بدین دو بیت تمثل جسته نه آنرا انشاء کرده است.

لیکن عبارت زبیر بن بکار چنین است:«و انشا یقول‏»بعلاوه این دو بیت چنانکه نوشته شد در دیوان منسوب بآن حضرت ضبط شده است.

مجلسى نویسد:روایت‏شده است که هاتفى شعر او را پاسخ داد.سپس چهار بیت را نوشته است (13) .




برچسب‌ها: شهدا
ایام غم بار فاطمیه
نویسنده میثم در دوشنبه 87/2/30 | نظر

با سلام و عرض شهادت به مناسب ایام غم بار فاطمیه و شهادت دخت نبی اکرم  بانوی دو عالم صدیقه طاهره متنی در مورد این ایام گذاشتم انشاالله که خوشتون بیاد.

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

 

 

 

فریاد مظلومیت
زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن که در جوانى به خزان گرایید، در همان دوران کوتاه، درس هاى فراوانى براى پیروان حضرتش به جا گذاشت. یکى از این آموزه ها که سراسر عمر پربرکت فاطمه مرضیه (سلام الله علیها) یکصدا و همسو آن را فریاد مى کرد، «اهتمام و جدیت نسبت به دین» بوده است.
مظلومیت با همه بخش هاى زندگى صدیقه طاهره پیوند خورد، به ویژه حوادث دوران پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که همچو تندبادى بر آن «یاس نبى» وزید و منجر به شهادت دردناک و غم آور آن «ریحانه رسول» گردید، اما همین مظلومیت هاى پیوسته نیز همگى یک جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دین دارى و پایدارى به پاى دین اصیل» است.
- ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قریش همراه شد. آنان به دلیل ازدواج حضرت خدیجه (سلام الله علیها) با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با وى قطع رابطه کردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به یارى او بشتابند. بدین شکل زهراى اطهر (سلام الله علیها) در فضایى آکنده از مظلومیت متولد شد. اما پیام این مظلومیت چیزى نبود جز «دفاع از دین خدا و حمایت از رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله)»
- کودکى فاطمه مرضیه (سلام الله علیها) با دوره نخست تبلیغ دین در مکه توأم گردید. مشاهده پدر که به ضرب سنگباران زخمى شده یا شکمبه شتر بر سر و روى مبارکش ریخته اند، بخشى از سهم کودکى فاطمه (سلام الله علیها) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله) بود.
اوج این سختى، در سه سال محاصره در شعب ابى طالب علیه السلام به وقوع پیوست. تلخ کامى هایى که با مرگ مادر عزیزش، تلخ تر شد. پیام این دوران نیز در پاسخ نبى اکرم (صلی الله علیه و آله) به وعده هاى فریبنده سران مکه جلوه مى نمود که فرمود: «اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهید تا امر رسالت الهى را وانهم، چنین نخواهم کرد.» و این درس بزرگ استقامت در دین بود.
- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدینه با جنگ هاى پى درپى علیه مسلمانان همراه شد. عروس خانه امیرالمؤمنین علیه السلام در غیاب همسر خود که سردار بى بدیل سپاه اسلام بود، بارسنگین کارهاى خانه و رسیدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى کشید. داستان دستان زهراى مرضیه (سلام الله علیها) که از چرخاندن آسیاب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش که سلمان را به گریه انداخت، همچنین ماجراى شبهاى خانه على علیه السلام که فرزندان کوچکش گرسنه سر بر بالین مى گذاشتند، گوشه هایى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است که همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
- عزاى غمبار سیدالشهدا علیه السلام که بزرگترین مصیبت تاریخ بشر است، پیشاپیش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
بر اساس روایات معتبر، جبرئیل براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر از فرزندى آورد که خداوند متعال به زهراى اطهر (سلام الله علیها) عطا خواهد کرد و امت، او را به شهادت خواهند رساند.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خواست تا این تقدیر الهى تغییریابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد که پاداش این امر، استمرار امامت در نسل حسین علیه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت یعنى به کمال رسیدن کار همه انبیاى گذشته.
سخن که بدین جا رسید حضرت فاطمه (سلام الله علیها) این بار سنگین را پذیرفت. اندوه مظلومیت حسین علیه السلام حتى پیش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آکند و تا آخرین مراحل حیات همراه ایشان بود چنان که در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش امیرالمؤمنین علیه السلام از آخرین وصایاى صدیقه طاهر ه این بود: «... کشته دشمنان در کنار فرات را از یاد مبر.»
این همه اندوه فقط به پاى دین و براى حفظ آن.
- گذشته از جهت گیرى کلى در زندگانى حضرت زهرا (سلام الله علیها)، تعالیم آن بانو نیز در جهت ترویج و تشویق «اهتمام به دین» قرار داشت. امام عسگرى علیه السلام نقل مى فرماید: که روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسید. چون تعداد سؤالات زیاد و زمان طولانى شد، زن خجالت کشید و گفت: بس است دیگر زحمت نمى دهم.
بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آیا اگر کسى اجیر شود که بار سنگینى را به بام برساند و یکصدهزار دینار (طلا) اجرت دریافت کند این کار بر او سخت مى آید؟... من سزاوارترم که این کار بر من گران نیاید. از پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: دانشمندان شیعه ما در روز قیامت در حالى محشور مى شوند که به اندازه فهم و دانش و کوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى کرامت و بزرگوارى افکنده مى شود.
این نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پیروانش در جهت اهمیت دادن به فهم و پرسشگرى دین و فرهنگسازى دراین زمینه است.
در موردى دیگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پیروز شود. زمانى که آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زیادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بیش از سرور تو است و غصه شیطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بیش از غصه خود او است.
- ماجراهایى که پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر فاطمه مرضیه (سلام الله علیها) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آید.
تعبیر خود ایشان در شعر منسوب به حضرتش این است: «مصیبت هایى بر من فروریخت که اگر به روزها افکنده مى شد آنها را به شبهاى تاریک بدل مى نمود.»
آن بانو به موجب کلام امام صادق علیه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشکبار بود و مکرراً از شدت غصه از حال مى رفت. اما آن ولى و حجت الهى به همه این اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقویت دین خدا و تحکیم موقعیت وصى و جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هزینه کرد و در کمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمینه نهیب زدن بر مردمانى قرارداد که غفلت و مصلحت اندیشى دنیایى در خطر برگشت به جاهلیت قرارشان داده بود.
این چنین بود که زهراى اطهر (سلام الله علیها) در چهره بزرگترین حامى و پیشواى مظلوم خویش ظاهر شد و سند حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام و مظلومیت آن جناب را با خون خود مهر کرد و ابدیت بخشید.
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در دوران کوتاه رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با شهادت خویش، یکبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان که عظمت و هیبت کلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلکه عرش الهى را به لرزه انداخت.
در شرایطى که جو سنگین حاکم بر مدینه نفس ها را در سینه ما خفه مى کرد، دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) حقایق را در چهره مسلمانان نهیب زد: اى بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دین و وحى او هستید، شما امانتداران خدا بر خویشتن بوده و مأمور رسانیدن احکام دین او به ملل دیگر مى باشید...
به سوى شما از میان خودتان پیامبرى آمد که رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ایمان آوردن شما اصرار مى ورزید و به مؤمنین دلسوز و مهربان بود...

و هنگامى که خداى تعالى خانه جاودانى انبیا و جایگاه برگزیدگان را براى پیغمبرش اختیارنمود، کینه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دین مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومایه دعوى نبوغ کردند. شتر باطل گرایان به صدا درآمد و در صحن خانه هایتان جولان نمود. شیطان از کمینگاه خود درحالى که شما را به سوى خود مى خواند سرکشید و دید که چه زود دعوتش را پذیرفتید...
کجا مى روید در حالى که کتاب خدا پیش روى شما است. کتابى که مطالب و امورش هویدا و احکامش درخشان و نشانه هایش روشن و نواهیش آشکار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته اید؟ آیا قصد اعراض از قرآن را دارید و یا به غیر قرآن مى خواهید داورى کنید و حکم غیر قرآن براى ستمکاران چه بد جزایى است! و هر که جز اسلام دین دیگرى اختیار کند از او پذیرفته نشود و در قیامت جزو زیانکاران خواهد بود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضیه (سلام الله علیها) یک بانگ را تکرار مى کرد. فریاد اعتنا و توجه به دین خدا، آنچنان که خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: «فریاد بیدار باش به مسلمانان که خط اصیل دین را گم نکنند» و این نهیب ها در دوران پررنج پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) تا لحظه شهادت بانوى اسلام، به شکل فریادهاى اعلام مظلومیت على امیرالمؤمنین علیه السلام و یادآورى حق پایمال شده او که نشانه زیر پا نهادن دین خدا بود، درآمد.
باشد که ما به عنوان شیعیان فاطمه زهرا
(سلام الله علیها) و عزاداران مصائب او این پیام را دریابیم. به دین خدا اهتمام ورزیم و بکوشیم تا خط ولایت را گم نکنیم.
 

جلوه ایثار

? و یطعمون الطعام على حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءا و لا شکورا  (سوره دهر آیه 8 و 9)

«و بر دوستى او (خدا) به فقیر و طفل و یتیم و اسیر طعام مى‏دهند و گویند ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‏دهیم و از شما هیچ پاداشى و سپاسى هم نمى‏طلبیم‏».

زمخشرى یکى از مفسرین بزرگ اسلام، در تفسیر الکشاف به نقل از ابن عباس چنین گوید (تفسیر الکشاف ج 4 ص 197 ): حسن و حسین (علیه السلام) بیمار شدند پیامبر (صلی الله علیه و آله) به همراه گروهى از آنان عیادت نمود و به على (علیه السلام) فرمود: چه خوب است‏براى شفاى فرزندانت نذرى کنى.

آنگاه على و فاطمه (علیهما السلام) و فضه نذر کردند که اگر حسن و حسین علیه السلام بهبود یافتند سه روز روزه بگیرند هنگامى که آن دو بزرگوار سلامتى خود را باز یافتند در خانه چیزى براى افطار وجود نداشت، از این رو على (علیه السلام) سه صاع (هر صاع چهار مد و تقریبا یک من تبریز یا 3 کیلوگرم است) جو وام گرفت و به روایتى دیگر حضرت زهرا (علیها السلام) در خانه پشم ریسید و سه صاع جو مزد گرفت (تفسیر البرهان ج 4 ص 412).

فاطمه (علیها السلام) جو را دستاس نمود و با یک صاع آن براى هر یک از افراد خانواده قرص نان جوینى پخت و بر سر سفره افطار نهاد. هنگامى که آماده افطار شدند، نداى سائلى برخاست: سلام و درود خدا بر شما اى خاندان محمد (صلی الله علیه و آله)! مسکینى از مساکین مسلمینم به من غذا دهید، خداوند شما را از غذاهاى بهشتى نصیب فرماید، خاندان وحى نان افطار خود را ایثار کردند و فضه نیز از آنان متابعت کرد. آن شب را با آب افطار کردند و شب را بدون غذا بسر آوردند.

فرداى آن شب نیز روزه گرفتند و چون شب فرا رسید، نان افطارشان در سفره نهاده شد، یتیمى بر در خانه آمد و باز به همان ترتیب همگى غذاى خود را به آن یتیم ایثار کردند. و آن شب نیز با آب افطار کرده و خود گرسته ماندند. روز سوم را هم روزه گرفتند و هنگام افطار اسیرى تقاضاى کمک کرد و براى بار سوم آنچه در سفره بود به آن اسیر ایثار شد.

صبح روز چهارم على (علیهالسلام) دست دو فرزند خود را گرفته و آنان را نزد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) برد پیامبر (صلى الله علیه و آله) حسن و حسین علیه السلام را دید که از گرسنگى چون مرغکانى مى‏لرزیدند، سپس از جا برخاست و به همراه آنان به خانه حضرت زهرا علیه السلام رفت، دید فاطمه (سلام الله علیها) در محراب به عبادت مشغول است در حالى که که از شدت گرسنگى چشمانش در گودى نشسته است. منظره تأثر آورى بود. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) افسرده خاطر شد، در آن هنگام جبرئیل فرود آمد و عرض کرد: این هدیه را بگیر خداى تعالى به داشتن چنین اهل بیتى به تو تهنیت گفته است. پس سوره «هل اتى‏» را بر پیامبر (ص) خواند. (تفسیر البرهان ج 4 ص 412- المیزان ج 20 ص 132).

 

حدیث عبادت زهرا (سلام الله علیها)

قصه نیایش زهرا (سلام الله علیها) در آینه عبارت نگنجد. در این بخش چند حدیث زیبا از زبان حضرات معصومین (علیهم السلام) در ترسم سیماى عبادى فاطمه (سلام الله علیها) تقدیم مى‏شود.

? سالت عن ابا عبدالله (علیه السلام) عن فاطمة لم سمیت الزهرا؟ فقال: لانها کانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء کما تزهر - تزهو - نور الکواکب لاهل الارض. علل الشرایع، ج 1: ص 215.

راوى مى‏گوید از حضرت صادق (علیه السلام) علت نامگذارى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به - زهرا - پرسیدم. فرمود: چون وقتى که در محراب عبادتش به نماز مى‏ایستاد، فروغ نورش براى ساکنان آسمان مى‏درخشید، همانگونه که نور ستارگان آسمان براى زمینیان مى‏درخشد.

? قال موسى بن‏ جعفر (علیه السلام):

کانت فاطمة (سلام الله علیها) اذا دعت تدعوا للمؤمنین و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقیل لها یا بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) انک تدعین للناس و لا تدعین لنفسک فقالت: الجار ثم الدار. علل الشرایع، ج 1:216.

حضرت موسى بن‏ جعفر از پدرانش نقل مى‏کند: هرگاه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دعا مى‏کرد، براى زنان و مردان مؤمن دعا مى‏کرد و براى خود دعا نمى‏کرد، به او گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مى‏کنید، اما براى خودتان دعا نمى‏کنید؟ فرمود: اول همسایه آنگاه خانه.

? قال ابو عبدالله الصادق (علیه السلام):

کان لامى فاطمة صلاة تصلیها علمها جبرئیل، رکعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى لیلة القدر، ماة مرة و فى الثانیة: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبیح الطاهرة علیها السلام. (جمال الاسبوع: 173. )

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مادرم فاطمه (سلام الله علیها) همواره دو رکعت نماز را مى‏خواند که جبرئیل به او آموخته بود، در رکعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در رکعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحید را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبیحات حضرتش را نیز مى‏گویى.

 

تسبیح زهرا (سلام الله علیها)؛ هدیه آسمانى

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اى فاطمه چیزى به تو عطا کنم که از خدمتکار و دنیا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اکبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم کن. این کار برایت از چیزى که مى‏خواهى و از دنیا و آنچه در آن است، بهتر است‏». (عدنان زعفرانى، ص‏9)

در آن لحظه که این هدیه آسمانى به فاطمه (سلام الله علیها) عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.» (عدنان زعفرانى، ص 21 )

درک هدیه بزرگى که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء کرد، به گونه ‏اى است که انسان از وصف آن عاجز مى‏ماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومین (علیهم السلام) است که تا اندازه‏ اى مى‏توان از برکاتش بهره‏ مند شد.

? امام باقر (علیه السلام) درباره تسبیح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، مى‏فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشى، بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عبادت نشده است. و اگر چیزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء مى‏کرد.»  (تسبیحات حضرت زهراء، ص‏10، به نقل از علل الشرایع/366.)




برچسب‌ها: شهدا
طلاییه
نویسنده میثم در پنج شنبه 87/2/19 | نظر

باسلام به عزیزان هم سنگر

سری اول از عجایب شهدا رو براتون می زارم ولی خواهشا اگر خوشتون اومد نظر یادتون نره

جمعیت رو شور گرفته بود که خبر رسید «آب دارد جاده را قطع مى کند. زائران سوار اتوبوس شوند و فورى از طلاییه خارج شوند». کسى گوشش بدهکار نبود. وقتى اصرار ما را دیدند، با گریه و التماس خواستند شب را در آنجا بمانند، اما اصلا این کار شدنى نبود. وضعیت منطقه طورى بود که هیچ کس اجازه نداشت کاروانى را در طلاییه نگه دارد.

بلندگویى دستى چد بار اعلم کرد: «برادران سریعاً سوار شوند، جاده دارد بسته مى شود و اگر اتوبوس بماند، شاید چند روز یا چند هفته مجبور به توقف شود»; اما حرکت عشقبازى بچه ها با شهداى معراج چیز دیگرى بود. به ذهنمان رسید اتوبوس سریع از بردگى رد شود. بعداً بچه ها را پیاده عبور مى دهیم. اتوبوس رفت و زائران همچنان التماس مى کردند که شب را در کنار شهدا و قتلگاه آنان بمانند. ناخودآگاه براى این که از سر خود باز کنم، گفتم «اینجا تنها کسى که حق دارد شما را نگه دارد، شهدا هستند. از آنها بخواهید.»

زائران از ما جدا شدند و به سمت معراج شهدا که 86 پیکر شهید از جمله شهید محمد نصر در آن حضور داشتند رفتند و دست به دامان آنان شدند. اصرار ما براى بیرون کردن بچه ها فایده اى نداشت. آب جاده را گرفت. بریدگى جاده حدود ده کیلومتر عقب تر از مقر است و امکان پیاده روى وجود نداشت. دعاى زائران و وساطت شهیدان کار خود را کرده بود.

اولین کاروان به واسطه توسل به شهدا در طلاییه تا صبح در محضر شهیدان توفیق حضور یافت. فردا صبح آب کم شد. جاده قابل عبور بود. اتوبوس آمد و بچه هاى بوشهر سوار شدند و رفتند. خیلى از کاروان ها تا نزدیکى پاسگاه طلاییه مى آمدند و با دیدن وضیعت برمى گشتند، اما این بچه ها خطر را خریده بودند و ماندند. با رفتن کاروان، سکوت بار دیگر بر همه جا حکمفرما شد و گویى در صحرا هیچ اتفاقى نیفتاده است.

...

شک ندارم ده ال، صد سال و شاید هزار سال دیگر پیکر شهید دیگرى از زیر خاک هاى طلاییه خارج شود که به استقبال زائرانش برود و حقانیت راه یاران خمینى را فریاد بزند; یارانى که حسین(ع) را فریاد زدند و تا ابد قبر و قتلگاه آنان، نشانه و قبله گاه آزادگان و دلسوختگان است.

وضو مى گیرم، کفش هایم را از پا در مى آورم و آهسته گام بر مى دارم و نجوا مى کنم: «غریب مادر حسین(ع)».


آدرس جدید وبلاگ
نویسنده میثم در شنبه 87/2/14 | نظر

با سلام خدمت عزیزان هم سنگر

وبلاگ سنگر از این روز به بعد با آدرس زیر آپ لود می شود

http://www.sangar.dom.ir

لطفا پس از خواندن متون حتما حتما حتما نظرتون رو در مورد اون متن بنویسید

یاعلی

دعا یادتون نره

 


اسناد کمک ها کشور های اروپایی به عراق در جنگ با ایران
نویسنده میثم در دوشنبه 87/2/9 | نظر

بسم رب الشهداو الصدیقین
با عرض سلام و حسته نباشید خدمت دوستان عزیز هم سنگر
شاید شنیده باشید که در جنگ با عراق فقط کشور عراق نبود که با ایران می جنگید بلکه کشور های زیادی به عراق کمک کردند حالا وقتشه که بسیاری از این خیانات فاش بشه . تا کل جهان ببینن پیروزی ایران در 8 سال دفاع مقدس در برابر چه کسانی بوده.به خاطر همین بعضی از قرار داد ها و اسناد مربوط به جنگ ایران و عراق رو براتون می زارم .

کمک های آمریکا

تیمرمن (محقق و نویسنده آمریکایی)

در سال 1985 شرکت های آمریکایی به کارخانه الکترونیک نظامی سعد 13 عراق که توسط فرانسه احداث کردیده بود 700 میلیون دلار تجهیزات پیشرفته الکترونیکی فروختند که از این رقم 151 میلیون دلار مربوط به فروش خازن هایی شبیه به ماشه های کریترون بود که در انفجار های هسته ای مورد استفاده قرار می گرفت. با موافقت وزارت بازرگانی آمریکا نیز سخت افزارهای پیشرفته کامپیوتری به ارزش 94 میلیون دلار مستقیماٌ از سوی شرکت های آمریکایی به کارخانجات تسلیحاتی عراق فروخته شد. بنا به گزارش کمیته فرعی مجلس نمایندگان آمریکا از این کامپیوترها در تولید موشکهای دوربرد و پیشبرد برنامه سلاح هسته ای عراق استفاده شده بود.

زیبرت از مقامات بلند پایه وزارت انرژی آمریکا، فعالیتهای هسته ای صدام را زیر نظر داشت در فوریه سال 1987 به این نتیجه رسید که بر خلاف تصور دولت آمریکا، عراق در طول سه سال و در صورت متوقف نشدن سیل فناوری های پیشرفته ی آمریکایی حتی کمتر از سه سال دیگر مجهز به بمب اتمی خواهد شد.

آمریکا پیش از اعزام سفیر به بغداد، یک رئیس تمام وقت در ایستگاه اطلاعاتی آمریکا در بغداد مستقر کرده بود، او از منزلت و جایگاه مهمی در نزد صدام برخوردار بود و قبل از هر حمله بزرگ مورد مشورت قرار می گرفت. 

آلن فرید من  به نقل از یکی از مقامات کاخ سفید

نیروهای ما در میدان جنگ به نظامیان عراقی، کمکهای نظامی تاکتیکی نظامی فراوانی می کردند و حتی گاهی نیز خود را دوشادوش سربازان عراقی در مرز ایران می یافتند و این وضعیت تا سال 1987 همچنان ادامه داشت. 

 هاوارد تیچر(کارشناس ارشد شورای امنیت ملی کاخ سفید)

آمریکا برای صدام حسین کاری کرد که تا آن زمان برای هیچکدام از نزدیکترین متحدان خود نکرده بود.

**********
کمک ها اسپانیا

 در یکی از عکسهایی که در مجله تایم به چاپ رسید و شهرت بسیاری کسب کرد، هیات سازمان ملل و روزنامه نگاران غربی با ماسک گاز در حال بررسی یکی از بمب های شیمیایی کار نکرده ی عراق بودند. اگر فیوز الکتریکی آن عمل کرده بود این بمب هم مثل بقیه منفجر می شد. به هر حال ماموران سازمان ملل علائمی از روی بمب پیدا کردند و با ردیابب قضیه معلوم شد که جداره بمب ساخت کشور اسپانیا بوده است. فیوزها نیز ساخت یک شرکت اسپانیایی بودند. اگر فیوزها بی عیب و نقص بود و تمام بمب ها در جبهه ی نبرد منفجر می شد، کشف دخالت دولت اسپانیا در برنامه ی تولید سلاح شیمیایی عراق چندان آسان به نظر نمی رسید.

********

کمک ها فرانسه

سرلشکر وفیق السامرایی (مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق)

کمک های خارجی فرانسه به عراق به جایی رسید که فرستاده ی آن ها به بغداد آمد و با وزیر دفاع وقت، عدنان خیرا... ملاقات نمود و به او گفت :( فرانسه به طور جدی زمینه اعطای یک بمب اتمی به عراق را بررسی می نماید. می تنوان برای مجبور کردن ایران به توقف جنگ این بمب را به هدف مشخصی پرتاب نمود.) من تا سال 1984 نسخه ای از این گزارش را که با امضای وزیر دفاع برای صدام ارسال شده بود، در یک صندوق ویژه نگهداری می کردم .

حسین کامل (رئیس صنایع دفاع عراق) در این خصوص می گوید:

واقعیت این است که تلاش ما ساختن بمب اتم بود، منتها با قدرت کم، به این خاطر که اگر موفق به پیروزی در جنگ نشدیم آن را علیه ایران بکار ببریم ، صدام سال 1990 را برای استفاده از بمب اتم در منطقه جنوبی جنگ تعیین کرده بود، آن روز تنها چیزی که برای صدام اهمیت داشت به پایان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن علیه ایران بود.

کنت تیمرمن(محقق و نویسنده آمریکایی)

در ژانویه 1981 تحویل 60 فروند میراژF1  مجهز به موشک که ابتدا از سوی والری ژیسکاردستن معلق شده بود آغاز گشت. در ژوئیه همان سال فرانسه بنی صدر و مسعود رجوی را به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفت. رجوی، پاریس را به ستاد اپوزیسیون ایران تبدیل مرد. به دنبال خروج دیپلماتهای فرانسه از تهران در سال 1982 فرانسه اقدام به تحویل 5 فروند هواپیمای سوپراتاندارد مجهز به موشک های اگزوست به عراق کرد.

 آلن فریدمن

تحویل سلاح تقریبا به صورت روزمره ادامه داشت. یکی از پایگاه های ناتو در مرکز فرانسه احداث شده بود بصورت مرکز بارگیری آنتونوف های نیروی هوایی عراق درآمد. این هواپیماها روزانه به این فرودگاه می آمدند و موشک های ساخت فرانسه، بمب های خوشه ای، فیوز و تجهیزات رادار با خود به عراق می بردند. سازمان های اطلاعاتی فرانسه در سال 1986 برآورد کردند که اگر فرانسه سه هفته از ارسال کمک به عراق خودداری کند آن کشور شکست خواهد خورد.

 *********

کمک ها انگلیس

در ژوئن 1982 صدام تصمیم گرفت برنامه پر هزینه ساخت شبکه ی پناه گاه های زیر زمینی را به اجرا بگذارد تا بتواند منابع استراتژیک خود را از خطر حملات هوایی مصون بدارد . بر این اساس شرکت های انگلیسی طرحی را ارائه کردند که به موجب آن برای 48 هزار سرباز پناهگاه امن ساخته می شد . هر پناهگاه تونل پولادین داشت و می توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد . یکی از آنها در کنار کاخ ریاست جمهوری بنا شده بود و پر از تجهیزات الکترونیکی ، کامپیوتر، تله پرینت و شبکه های ارتباطی بود و دفتر صدام را با تمام نقاط عراق در تماس دائم قرار می داد.

حفاظت از این پناهگاه به گونه ای بود که اگر کسی به داخل آنها رخنه می کرد دوربین های ویدئویی او را می دیدند و مسلسل خودکار نصب شده بر روی دیوارها بر سر و روی او گلوله می باریدند. در راستای همین همکاریها شرکت مارکنی انگلیس فرستنده های مایکروویو نظامی در اختیار عراق قرار داد و شرکت راکال نیز متعهد شد تا کارخانه تولید پیشرفته ترین رادیوی نظامی جهان را به نام جاگوار در عراق احداث نماید .

و واقعا لعنت خدا بر تمامی خیانت پیشه گان و منافقین و متجاوزان

یاعلی

دعا یادتون نره.....




برچسب‌ها: شهدا
شهدای تفحص
نویسنده میثم در جمعه 87/2/6 | نظر

با سلام خدمت دو ستان و آشنایان و هم سنگران .

حتما کلمه تفحص رو خیلی شنیدید . تفحص یعنی عشق تفحص یعنی جستجو مسافران عشق. هرچند کاری خسته کننده است ولی.....

خلاصه که آره شهیدان زیادی سر قضیه تفحص رفتند حالا می خوام چند تا از خاطرات بچه های تفحص رو براتون بگم شاید روح شهدای این کار خوشحال بشه 

خبر را شنیدیم، خودمان را رسانیدم، اما استخوان ها مال یک حیوان بود. گفتند اینجا خطرناک است و اغلب منافقین کمین مى زنند، باید زود برگردیم. آمبولانسى داشتیم که هر روز سرویس و مجهز مى شد. سابقه نداشت خراب شود. در راه برگشت، توى یک سرپایینى، ماشین خاموش شد! بچه ها فکر کردند دارم شوخى مى کنم، اما هر چه استارت زدم، روشن نشد. چند متخصص از تعمیرگاه ارتش آمدند. اما فایده اى نداشت. نتیجه این شد که یک تانکر آب بیاید و ماشین را بوکسل کند که تا شب نشده برگردیم. تانکر آمد، اما وقتى به آمبولانس وصل شد، گاز که مى داد، خاموش مى شد! گفتم «ماشین روشن شدنى نیست. بعداً سر فرصت مى آییم مى بریمش. اگر اینجا خطرناک است، دیگر نمانیم». ماشین را قفل کردیم و برگشتیم. فردا صبح نماز را خواندم و رفتم سراغ ماشین. تک و تنها توى حال خودم بودم که رسیدم به جایى که صخره مانند بود، یک سرى پلاک و یک مشت استخوان افتاده است. هفت شهید بودند. بچه ها را خبر کردم و جنازه ها را داخل ماشین گذاشتیم. آمدم با بچه هاى ارتش خداحافظى کنم و سوار ماشین شوم. فکر کردند من یادم رفته ماشین خراب است. خندیدند. با استارت اول ماشین روشن شد!

**********

هر روز وقتى بر مى گشتم، بطرى آب من خالى بود، اما بطرى مجید پازوکى پر بود. توى این حرارات آفتاب، لب به آب نمى زد. همش دنبال یک جاى خاص مى گشت. نزدیک ظهر، روییک تپه خاک با ارتفاع هفت هشت متر نشسته بودیم و دید مى زدیم که مجید بلند شد. خیلى حالش عجیب بود. تا حالا این طور ندیده بردمش. هى مى گفت پیدا کردم. این همون بلدوزره و ...

یک خاکریز بود که جلوش سیم خاردار کشیده بودند. روى سیم خاردار دو شهید افتاده بودند که به سیم ها جوش خورده بودند و پشت سر آنها چهار شهید دیگر. مجید بعضى از آنها را به اسم مى شناخت. مخصوصاً آنها را که روى سیم خاردار خوابیده بودند. جمجمه شهدا با کمى فاصله روى زمین افتاده بود. مجید بطرى آب را برداشت، روى دندان هاى جمجمه مى ریخت و گریه مى کرد و مى گفت: «بچه ها! ببخشید اون شب بهتون آب ندادم. به خدا نداشتم. تازه، آب براتون ضرر داشت!» ... مجید روضه خوان شده بود و ..

یا علی

التماس دعای فراوون




برچسب‌ها: شهدا
لینک دوستان ما
» جاده های مه آلود
» یادداشتها و برداشتها
» دیداردوست
» شین مثل شعور
» حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد
» یا زهرا
» هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir )
» کانون فرهنگی شهدا
» ایمان
» شلمچه
» وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
» .: شهر عشق :.
» شهدا
» پیامنمای جامع
» بوی سیب
» آسمون آبی چهاربرج
» کاسل
» بیابان گرد
» دل و کاغذ و قلم...!
» مرام و معرفت
» حوریب
» تنها علمدار
» آقاشیر
» نشانه
» شهدای استان خراسان
» . : آدم و حوا : .
» نهِ /دی / هشتاد و هشت
» ماه و مهر
» چفیه
» یگان امُل های مُدرنیسم نشده...امُلیسم
» راه های و فواید و تاثیر و روحیه ... خدمتگذاری
» نگاه منتظر
» هرچه می خواهددل تنگت بگو
» حاج رضوان
» فرزند روح الله...
» صل الله علی الباکین علی الحسین
» قافله شهداء
» قوطی عطار
» عشق سرخ
» آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
» vagte raftan
» خواندنی های ایران جهان
» مناجات با عشق
» شهیدالسید عباس الموسوی
» هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
» نورهدایت
» امیدزهرا
» امیدزهرا
» یا قدس انا قادم
» پشت خطی
» شوق دیدار
» افسر جوان جنگ نرم
» رازهای فاش شده از یهود و ماسون ها
» فصل سکوت
» موج انتظار
» مذهبی - سیاسی - فرهنگی
» سیاست روز
» عکس و شعر برای دوستداران هنر
» مسیحایی
» بسم الله الرحمن الرحیم
» 727
» السلام علیک یا صاحب الزمان
» السلام علیک یا صاحب الزمان
» یا رب الحسین
» یک کلمه حرف حساب
» « یا مهدی ادرکنی »
» نسیم بهشتی
» «اخبار سایت بازتاب»
» تا ریشه هست، جوانه باید زد...
» و خدایی که در این نزدیکیست
» وبلاگ ایران اسلام
» زیر آسمان خدا
» علوم جهانی
» ..:: نـو ر و ز::..
» باور
» تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم
» رایة الهدی
» یوسف
» عسل
» پشت خطی
» حرفای خودمونی من
» نسل برتر
» موته
» معبر
» پیک گردان
» تخریب
» کوثر
» تنها ترین تنها
» نسیم جبهه
» حرم
» کلبه احزان
» کنیز زهرا
» قافله شهدا
» ندای آسمانی
» عاشق مهدی
» نیایش
» ایران سربلند
» فصل بیداری
» منطقه‏ ممنوعه
» استشهادی
» امتیاز
» انتخاب
» سیب ترش
» نوابیسم
درباره وبگاه

به قول حاج آقا بهجت .......العبد یه نوکر یه مدافع حرم
موضوعات وبگاه
پیوندهای روزانه
برچسب ها
طراح قالب
شهدای کازرون
.: طراحی و کدنویسی قالب : شهدای کازرون :.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد.کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...