با سلام خدمت دو ستان و آشنايان و هم سنگران .
حتما کلمه تفحص رو خيلي شنيديد . تفحص يعني عشق تفحص يعني جستجو مسافران عشق. هرچند کاري خسته کننده است ولي.....
خلاصه که آره شهيدان زيادي سر قضيه تفحص رفتند حالا مي خوام چند تا از خاطرات بچه هاي تفحص رو براتون بگم شايد روح شهداي اين کار خوشحال بشه
خبر را شنيديم، خودمان را رسانيدم، اما استخوان ها مال يک حيوان بود. گفتند اينجا خطرناک است و اغلب منافقين کمين مى زنند، بايد زود برگرديم. آمبولانسى داشتيم که هر روز سرويس و مجهز مى شد. سابقه نداشت خراب شود. در راه برگشت، توى يک سرپايينى، ماشين خاموش شد! بچه ها فکر کردند دارم شوخى مى کنم، اما هر چه استارت زدم، روشن نشد. چند متخصص از تعميرگاه ارتش آمدند. اما فايده اى نداشت. نتيجه اين شد که يک تانکر آب بيايد و ماشين را بوکسل کند که تا شب نشده برگرديم. تانکر آمد، اما وقتى به آمبولانس وصل شد، گاز که مى داد، خاموش مى شد! گفتم «ماشين روشن شدنى نيست. بعداً سر فرصت مى آييم مى بريمش. اگر اينجا خطرناک است، ديگر نمانيم». ماشين را قفل کرديم و برگشتيم. فردا صبح نماز را خواندم و رفتم سراغ ماشين. تک و تنها توى حال خودم بودم که رسيدم به جايى که صخره مانند بود، يک سرى پلاک و يک مشت استخوان افتاده است. هفت شهيد بودند. بچه ها را خبر کردم و جنازه ها را داخل ماشين گذاشتيم. آمدم با بچه هاى ارتش خداحافظى کنم و سوار ماشين شوم. فکر کردند من يادم رفته ماشين خراب است. خنديدند. با استارت اول ماشين روشن شد!
**********
هر روز وقتى بر مى گشتم، بطرى آب من خالى بود، اما بطرى مجيد پازوکى پر بود. توى اين حرارات آفتاب، لب به آب نمى زد. همش دنبال يک جاى خاص مى گشت. نزديک ظهر، روييک تپه خاک با ارتفاع هفت هشت متر نشسته بوديم و ديد مى زديم که مجيد بلند شد. خيلى حالش عجيب بود. تا حالا اين طور نديده بردمش. هى مى گفت پيدا کردم. اين همون بلدوزره و ...
يک خاکريز بود که جلوش سيم خاردار کشيده بودند. روى سيم خاردار دو شهيد افتاده بودند که به سيم ها جوش خورده بودند و پشت سر آنها چهار شهيد ديگر. مجيد بعضى از آنها را به اسم مى شناخت. مخصوصاً آنها را که روى سيم خاردار خوابيده بودند. جمجمه شهدا با کمى فاصله روى زمين افتاده بود. مجيد بطرى آب را برداشت، روى دندان هاى جمجمه مى ريخت و گريه مى کرد و مى گفت: «بچه ها! ببخشيد اون شب بهتون آب ندادم. به خدا نداشتم. تازه، آب براتون ضرر داشت!» ... مجيد روضه خوان شده بود و ..
يا علي
التماس دعاي فراوون