سلام به دوستان و عزيزان هم سنگر
جاتون خالي يه چند صباحي پيش مهمان کبوتران عاشق بوديم در مناطق عملياتي جنوب واي که چه صفايي داره در راه خدا شهيد شدن وقتي آدم ميبينه رفقاش روي مين و سيم خاردار خابيدن تا عمليات لو نره واقعا دلش پر مي کشه باسه اون طرف وقتي آدم مي رسه به دشت شلمچه و ميره لب مرز ايران و عراق خدايي مي بينه چقدر نزديک به حسين و شهادت شده دلش مي خواد يه لحظه بره اونور سيم مرزي بگه اي حسين اي حسين تشنه لب مگه ما چي مون از شهدا کمتر که اونا برن و ما بمونيم به خدا اونا هم هم محلي ما بودن هم بازي ما بودن پس چرا اونا برن و ما بمونيم .جواب مياد که لياقت مي خواد تا بررسي به مرز اصلي و از مرز رد بشي. يه ذره که فکر مي کني ميبيني آره خداييش لياقت مي خواد که به اون نهايت بررسي که جونتو باسه اسلام و دين فدا کني. بيايد يه ذره لياقت و جنبه خودمون بالا ببريم شايد خداهم دلش باسه به رحم اومد و ما رو هم در راه شهدا فداي اسلام کرد . به قول امير المومنين که فرمودند خداکند که در بستر بيماري نمي ريد و در راه خدا و شهيد بمي ريد
انشاالله
ياحق